میخوام برم آخه خیلی تو دنیا تنها شدم | متن شعر | حسین سازور

میخوام برم آخه خیلی تو دنیا تنها شدم

میخوام برم آخه خیلی تو دنیا تنها شدم

میخوام برم اخه خیلی خسته از غم ها شدم

میخوام برم اخه خیلی دل تنگ زهرا شدم

سوختم و ساختم با غم دلدار

سر گذاشتم از غم روی دیوار از فراق یار

دستای خیبر شکنم رو بستن دم نزدم

غرورم و تو کوچه ها شکستن دم نزدم

اول زندگیم شدم عزادار دم نزدم

یاسم و با در کوبیدن به دیوار دم نزدم

دم نزدم از این قلب خون

دم نزدم شدم بی سامون

دم نزدم شدم سر گردون

وای علی اقام ای اقام

****

داره میاد به استقبالم زهرا از اسمون

داره میاد به استقبالم یار قامت کمون

داره میاد گل یاسم با غنچه غرق خون

وا شده فرقم تا زیر ابرو

شد سرم زخیم مثل اون پهلو مثل اون بازو

میون کوچه ها من و کشوندم

اتیش اوردن خونم و سوزوندن دم نزدم

گوله اتیش روی چادر افتاد دم نزدم

لگد زدن فاطمه با سر افتاد دم نزدم

 

 

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است

www.mohjat.blogfa.com

www.Mohjat.net