محرم 99 کلیک کنید

حاج محمدرضا طاهری – میرفت و میدیدم حال رفتنش را

میرفت و میدیدم حال رفتنش را

میرفت و میدیدم حال رفتنش را

میبرد با خود التماس ماندنش را

هر کس به پای عشق عضوی را فدا کرد

این طفل اوردس با خود گردنش را

میرفت و مادر زیر لب میگفت ای کاش

دشمن نبیند ان گلوی روشنش را

لب را پدر سوی گلویش برد اما

بگذاشت تیری حسرت بوسیدنش را

ای تیر این کودک خودش میمرد اخر

اما نداری حیف چشم دیدنش را

این گل که پرپر میشد از سوز نسیمی

دست تبر دادند اخر چیدنش را

روشن ترین برهان مظلومیت عشق

حتی در اوردست اشک دشمنش را

خون خدا دادست دست اسمان ها

خون علی و پاره پیراهنش را

ان تیر کاری کرده که ارباب مانده است

سر را بیارد سمت خیمه یا تنش را

دلواپس قبرش نباشی ای ربابه

سم ستوران نرم کرده مدفنش را

 

.
شب ۷ ماه رمضان ۹۶ حاج محمد رضا طاهری
.
جدیدترین دفترچه کتاب مداحی  » کلیک کنید
لطفا اشتباهات تایپی متن شعر را اطلاع دهید
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است
سایت مهجه به روزترین مرجع انتشار متن مداحی
.
Mohjat.net
.

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
 شعر و صوت گلچین شور 99
0