محرم 99 کلیک کنید

محمدرضا طاهری – می شود رحم کنی حرف جدایی نزنی

می شود رحم کنی حرف جدایی نزنی

می شود رحم کنی حرف جدایی نزنی

تا پی چاره مرا سر ندوانی تا صبح

منتت دارم و می خواهم اگر راهی هست

محض این خاطر اشفته بمانی تا صبح

چه به روز تو میارند خدا می داند

زنده نگذاردم این دل نگرانی تا صبح

روبروی تو اگر گریه امانم بدهد

بر ندارم نگه از روی تو انی تا صبح

دهن خشک و لب پر ترکت نگذارد

دل رنجور مرا تاب و توانی تا صبح

بغض پا پیچ گلویم شده و می ترسد

کار دستم دهد این سوز نهانی تا صبح

حول کردم به زمین خوردم و می خواهی

دلبرم خاک ز چادر بتکانی تا صبح

می شود فاتحه پوشیه و روسری

خواهر خون جگر از پیش بخوانی

چشم بارنیتان می دهد امشب خبرم

از بلایی که قرار است بیاید به سرم

 

.
.

لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید.
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است.
استفاده تجاری از اشعار مورد رضایت نیست.
.
Mohjat.blogfa.com
Mohjat.net

.

 رمضان 99 کلیک کنید  غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
 شعر و صوت گلچین شور 99
0