محرم 99 کلیک کنید

حاج محمدرضا طاهری – نفسش سرد شد و خون سرش ریخت زمین

نفسش سرد شد و خون سرش ریخت زمین

نفسش سرد شد و خون سرش ریخت زمین

مثل اشک پدرش بال و پرش ریخت زمین

ضربه ای آمد و فرق سر او را وا کرد

استخوانش چو ترک خورد سرش ریخت زمین

پدرش داشت دم خیمه تماشا می کرد

از روی اسب تن گل پسرش ریخت زمین

باچه حالی سرنعش علی اکبر آمد

تکه های پسرش دور و برش ریخت زمین

دست تا زیرتنش برد تنش ریخت به هم

بدنش از سر دست پدرش ریخت زمین

همه دشت پر از اکبر لیلا شده بود

پاره شد قلب پدر تا جگرش ریخت زمین

عمه آمد ز حرم هلهله می کرد سپاه

جگرش پاره شد از چشم ترش ریختد زمین

مرگ خود را پدر از دست خدا میخواهد

بردن این بدن پاره عبا میخواهد

شاعر: مسعود اصلانی

 

.
شب ۸ ماه رمضان ۹۶ حاج محمد رضا طاهری
.
جدیدترین دفترچه کتاب مداحی  » کلیک کنید
لطفا اشتباهات تایپی متن شعر را اطلاع دهید
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است
سایت مهجه به روزترین مرجع انتشار متن مداحی
.
Mohjat.net
.

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
 شعر و صوت گلچین شور 99
0