دستگاه های موسیقی ایرانی  کتاب مداحی محرم 1398  تلگرام

نیمه شب بود و عمه سادات

نیمه شب بود و عمه سادات

نیمه شب بود و عمه سادات

با غمی که شدست قاتل او

بعد پنجاه سال زنده شده

خاطرات مدینه در دل او

زخم ان خاطرات سرخ و کبود

باز شد در میان ویرانه

باز تکرار غسل نیمه شبیست

ولی این بار غسل دردانه

زخم های رقیه را دید و

ناگهان یاد مادرش افتاد

دست خود را گرفت بر دیوار

ولی از ضعف آخرش افتاد

متحیر شده است زینب که

با تن زخمی اش چه کار کند

خشت های خرابه را باید

سنگ بر روی این مزار کند

سخت کرده است کار غسلش را

زخم هایی که همچنان وا بود

لحظه غسل صورتش میدید

جای سیلی زجر پیدا بود

چقدر جای سنگ میبینم

آه زیر لباس پاره او

همچنان خون تازه جاری بود

جای سوراخ گوشواره او

زینب آخر چگونه غسل دهد

آن سری را که سوخته مویش

باز هم یاد مادرش افتاد

خورد تا دست او به بازویش

خواست تا شستشو دهد پا را

دامن سوخته به تن چسبید

تاولی روی پاش سر وا کرد

روی خونابه اش کفن چسبید

آه زینب ز سینه اش برخاست

خواست خون را ز دیده پاک کند

دست تنهاست مانده که حالا

تن او را چگونه خاک کند

دید هنگام بستن کفنش

لای پلکش هنوز هم باز است

پیکرش کوچک و پر از زخم است

کفن و دفنش چه دردسر ساز است

زیر لب گفت ای برادر جان

آن امانت که داده بودی رفت

من که شرمنده ام حسین اگر

غرق زخم و پر از کبودی رفت

سعی کردم که هر چه شد کمتر

تازیانه به این بدن بخورد

سعی کردم که هر چه سنگ آمد

عوض دخترت به من بخورد

خاک ویرانه دیگر از امشب

نزد عشاق محترم شده است

دفن شد رقیه از آن روز

این خرابه دگر حرم شده است

 

 

 

حاج محمد رضا طاهری / شب ششم ماه صفر 1398

متن مداحی نیمه شب بود و عمه سادات

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

کپی کردن اشعار در سایت کتاب وبلاگ و نرم افزار به هیچ وجه مجاز نیست

www.mohjat.blogfa.com

www.Mohjat.net

 لطفا برای ما نظر ارسال کنید  غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0