. اشعار فاطمیه 98 مداحان

نیمه شب شده و خواب پریشان دارم | متن شعر | حاج حسن خلج

نیمه شب شده و خواب پریشان دارم

نیمه شب شده و خواب پریشان دارم

گوشه لعل لبم ذکر پدر جان دارم

بی جهت نیست که اندوه فراوان دارم

خواب دیدم که سری را روی دامان دارم

دیدم آن سر سر باباست خدا رحم کند

عمه ام گرم تماشاست خدا رحم کند

تا که از خواب پریدم همه جا روشن بود

طَبَق نور روی گوشه ای از دامن بود

کنج ویرانه پر از عطر و بوی گلشن بود

چشم های پدرم خیره به سوی من بود

تا که چشمم به سر افتاد زبانم وا شد

لیله قدر من امشب چقدر زیبا شد

آمدی یوسف کنعان چه عجب بابا جان

شده ویرانه گلستان چه عجب بابا جان

به سر آمد غم هجران چه عجب بابا جان

آمده بر تن من جان چه عجب بابا جان

چند روزی است که از هجر تو بی تاب شدم

مثل شمعی ز غم دوری تو آب شدم

کمی آغوش بگیر این بدن لاغر را

تا که احساس کنی لاغری پیکر را

میتکانم ز سر سوخته خاکستر را

از چه با خویش نیاورده ای انگشتر را

چقدر روی کبود تو به زهرا رفته

بس که چوب از لب و دندان تو بالا رفته

تا که با عمه خود راهی بازار شدم

مورد مرحمت خنده اغیار شدم

تا که در بزم شراب تو گرفتار شدم

خالصانه متوسل به علمدار شدم

من نگویم چه به روز سر من آوردند

چادری را که برایم تو خریدی بردند

شاعر: محمد فردوسی

 

 

 

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

دانلود نوحه جدید / جدید ترین متن نوحه و متن مداحی تمام مداحان از سایت مهجه

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است

وبلاگ مهجه: www.mohjat.blogfa.com

سایت مهجه |  www.Mohjat.net

@Mohjat_net
#Mohjat

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0