.  وفات حضرت معصومه . وفات حضرت معصومه

هان ای قلم رخصت بگیر از او بگویم | متن شعر | محمدرضا طاهری

هان ای قلم رخصت بگیر از او بگویم

هان ای قلم رخصت بگیر از او بگویم

این شعر را با نیت بانو بگویم

ای تبع با این بیت ها خود را رفو کن

از آیه تطهیر میگویی وضو کن

با شوق میخواهم که شعری تر بگویم

چون کودکان از حضرت مادر بگویم

از فاطمه گفتن همان خیر العمل بود

میلاد او امروز نه روز ازل بود

نور است او در لا زمان و لا مکانست

هر جا که میبینیم هست و بی نشان است

بی فاطمه جبرییل هم نازل نمیشد

قرآن بدون کوثرش کامل نمیشد

سر در نیاوردیم هرگز از مقامش

می ایستاد احمد برای احترامش

انسیه الحورا مثالش برگ گل بود

دستش کتاب بوسه ختم رسل بود

آری پیمبر عشق زهرا مذهبش بود

هر بار دید او را فداها بر لبش بود

جان پیمبر جان مولا بود زهرا

تفسیر پیوند دو دریا بود زهرا

تعریف ما از عشق در یک جمله این است

زهرا فقط کُفو امیرالمومنین است

با بودن زهرا علی غم داشت هرگز

جز حضرت صدیقه محرم داشت هرگز

تلفیق عقلانیت و احساس زهراست

خیرالنساء تنها نه خیر الناس زهراست

در خانه ای کوچک هزاران راز دیدیم

از وصله های چادرش اعجاز دیدیم

اذن شفاعت روز محشر در کف اوست

تقدیر عالم لا به لای مصحف اوست

خیر کثیرش می رسد از آیه هاش

غرق دعایش خانه ی همسایه هایش

ما که فقیریم و یتیمیم و اسیریم

باید فقط از دست تو روزی بگیریم

باید برای بردن نامش وضو داشت

دیده است نابینا حجابی را که او داشت

با این همه وقتش که شد آمد به میدان

جان علی با جان خود آمد به میدان

دست منافق را به دست خویش رو کرد

با خطبه اش تزویر را بی آبرو کرد

تایخ را خواندیم بگو با سست عهدان

اتمام حجت کرد او با سست عهدان

هر شب به همراه علی تنهای تنها

می رفت او تا خانه پیمان شکنها

هر شب ولی خود را نشان دادند مردم

در پاسخ او سر تکان دادند مردم

در آتش عشق به مولا سوخت زهرا

درس ولایت را به ما آموخت زهرا

یک زن بزرگ جمله مردان زمین است

دنیا تماشا کن حقوق زن همین است

زن را چنین چشم و چراغ خانه گفتن

در شان او المراه الریحانه گفتن

عفت پر پرواز او باشد قفس نیست

زن گوهر عشق است ابزار هوس نسیت

زن نیست آنکه فطرتش تاراج رفته

زن کیست مرد از دامنش معراج رفته

جز راه دین رفت برایش بی نتیجه است

دنبال الگویید آیا زن خدیجه است

آنکه خدا یک روز دنیا را به او داد

دنیاش را بخشید زهرا را به او داد

زن جلوه اش در بطن عاشوراست آری

نور حسین از زینب کبراست آری

اوکه جهان شد زیر و رو با انقلابش

محدود بوده زینبا یا با حجابش

زینب به جای مردها هم امتحان داد

آزاد بودن در اسیری را نشان داد

حالا کمی در بیت های آخرینم

باید بگویم از زنان سرزمینم

نام آور گمنام نور در حجابند

در اصل انها صاحبان انقلابند

انها که فردای قیامت رو سپیدند

جمعند گرد فاطمه مادر شهیدند

ان مادران که تا همیشه سرفرازند

با خون فرزندانشان تاریخ سازند

پهلوی زهرا آخرین سوگندشان شد

قربانی فرزند او فرزندشان شد

دنیا نمانده بی ولی الله مردم

فرزند زهرا میرسد از راه مردم

تقویم ما عطری دگر دارد بهارش

زهراست بیش از هر کسی چشم انتظارش

با غربتش یک روز بیرون خواهد آمد

از لشکری از فاطمیون خواهد آمد

 

 

 

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

دانلود نوحه جدید / جدید ترین متن نوحه و متن مداحی تمام مداحان از سایت مهجه

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است

وبلاگ مهجه: www.mohjat.blogfa.com

سایت مهجه |  www.Mohjat.net

@Mohjat_net
#Mohjat

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0