هر گرفتاری سراغ آستانش را گرفت

هر گرفتاری سراغ آستانش را گرفت

هر گرفتاری سراغ آستانش را گرفت

رزق و روزی تمام خاندانش را گرفت

خوش به حال سائلی که سائل عباس شد

خوش به حال آن که از عباس نانش را گرفت

روز محشر دستهایش دستگیری میکند

دست خود را داد دست دوستانش را گرفت

هیچ کس اندازه عباس شرمنده نشد

کربلا بدجور از او امتحانش را گرفت

از خجالت آب شد آب آور کرب و بلا

عصر تاسوعا امان نامه امانش را گرفت

چشمهایش پاسبان های بَنات خیمه بود

حرمله با تیر چشم پاسبانش را گرفت

از تنش شمشیری آمد دست هایش را ربود

از سرش گرزی رسید و استخوانش را گرفت

تیرها در پیکرش وقت زمین خوردن شکست

بس که خون رفت از تنش آخر توانش را گرفت

صارَ کَالقُنفُذ برای تیر ها جایی نماند

ناگهان سرنیزه ای حجم دهانش را گرفت

قتل او کار عمود آهن و نیزه نبود

تیرهایی که به مشکش خورد جانش را گرفت

از بغل تا که سرش را بر سر نیزه زدند

گریه های نا تمامی خواهرانش را گرفت

شاعر: مرضیه نعیم امینی

 

هر گرفتاری سراغ آستانش را گرفت

.
.

هر گرفتاری سراغ آستانش را گرفت

متن مداحی جدید از سایت مهجه

 

شب تاسوعا محرم 1399 حاج مهدی سلحشور

لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید.
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است.
استفاده تجاری از اشعار مورد رضایت نیست.
.
Mohjat.blogfa.com
Mohjat.net

.

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0