.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

همه خون است و شراره نمانده جای نظاره

همه خون است و شراره نمانده جای نظاره

همه خون است و شراره نمانده جای نظاره

خداوندا از دل میدان ذوالجناح آمد بی سواره

نمانده یار دلیری رسیده وقت اسیری

نه انگشتی مانده نه انگشتر نه گوش و نه گوشواره

شام غریبان شد ماتم فراوان شد زینب پریشان شد حسین

شکست آخر جام صبرم ترحم آورده ابرم

اگر اکنون برنخیزی فردا نشینی بر سنگ قبرم

بنی هاشم پاره پاره سر تو مال التجاره

اسیر چنگ ددان و دیوان برتر از جهود و گبرم

شام غریبان شد ماتم فراوان شد زینب پریشان شد حسین

برادر مشتاق دیدار سر از روی نیزه بردار

ببین ماندم در میان چشمان نا محرم ها گرفتار

شد از دستم راه چاره نه گوش و نه گوشواره

دوباره در خاطرم شد زنده حکایات درب و دیوار

شاه و ارباب من دُر نایاب من مهر و مهتاب من حسین

شهادت را بی قراریم ولایت را جان نثاریم

منافق با یاوه گویی سرگرم و ما امشب سوگواریم

یزیدی ها بی شمارند که قرآن بر نیزه دارند

مبادا چون مردم کوفه ما علی را تنها گذاریم

شاه و ارباب من دُر نایاب من مهر و مهتاب من حسین

 

 

.
.

متن شعر مداحی همه خون است و شراره نمانده جای نظاره

شب شهادت امام حسین عاشورا 1388 حاج میثم مطیعی

لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید.
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است.
استفاده تجاری از اشعار مورد رضایت نیست.
.
Mohjat.blogfa.com
Mohjat.net

.

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0