محرم 99 کلیک کنید

وای اگر امشب این دشت | متن مداحی | محمدرضا طاهری

وای اگر امشب این دشت به فردا برسد

وای اگر امشب این دشت به فردا برسد

شیون و گریه و آهم به ثریا برسد

به لب خشک تو دِغ میکنم از غصه اگر

تیغِ خورشید بر این پهنه صحرا برسد

کوکب بخت جدایی ز تو تقدیر من است

چشم از روی تو بر هم نزنم تا برسد

به تن اصغر تو یک سر سوزن حس نیست

با کمی آب تلظیش به لالا برسد

علی ات را بشناسند نخواهند گذاشت

بویی از پیرهنش نیز به لیلا برسد

بدنش مثل فدک پخش زمین خواهد شد

پای عباسم اگر بر لب دریا برسد

گرگ ها یوسف خواهر به سرت می ریزند

چاره ام چیست اگر کار به این جا برسد

نیزه خون چکمه سراشیبی گودال سرت

عمر زینب به گمانت به تماشا برسد

روی تل دختر مضطر شده میمیرد اگر

پای اسبی به لب تشنه بابا برسد

وای اگر پای شقاوت به حرم باز شود

دست بی عاطفه بر چادر زن ها برسد

آتش و خیمه و غارت شدن هرچه که هست

هیچکس نیست به داد من تنها برسد

نذر بوسیدن سی جز تو ام تا خود صبح

قبل از آنی که به قرآن تنت پا برسد

نفس سینه زینب نفست می گیرد

وای اگر امشب این دشت به فردا برسد

شاعر: علی رضا شریف

 

.
.

لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید.
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است.
استفاده تجاری از اشعار مورد رضایت نیست.
.
Mohjat.blogfa.com
Mohjat.net

.

 

 

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
 شعر و صوت گلچین شور 99
0