محرم 99 کلیک کنید

حاج میثم مطیعی – وقتش رسیده تا به بیانم توان دهید

وقتش رسیده تا به بیانم توان دهید

وقتش رسیده تا به بیانم توان دهید

این حرف های مانده به دل را زبان دهید

وقتش رسیده روی پره جبرئیل ها

شعری به قلب این قلم از آسمان دهید

تا میوه رسیده مضمون به ما رسد

قدری درخت واژه تان را تکان دهید

ارزانی ستاره بود ماه آسمان

ماه مدینه را به من امشب نشان دهید

من از شما به غیر شما را نخواستم

هر چه ثواب هست به این و به آن دهید

امشب که ساقی آمده از مشک عشق او

یک کاسه آب دست من نیمه جان دهید

در برکه نگاه علی خوش دمیده است

ماهی که ماه هم مثلش را ندیده است

حالا که ماه آمده پیداترین شده است

یوسف ترین رسیده و زیباترین شده است

منصوب گشته است به باب الحوائجی

پیغمبری ندیده مسیحاترین شده است

ابروی او نیامده محراب عاشقی

گیسوی او نیامده یلداترین شده است

بین قبیله ای که همه سرو قامت اند

قامت کشیده خوش قد و بالاترین شده است

لیلا میان شهر مجانین نه این پسر

در شهر لیلی آمده لیلاترین شده است

ساقی زیاد بوده در این خاندان ولی

سردار کربلاست که سقا ترین شده است

عباس روح جاری از نیل تا فرات

عباس راه رفتنِ در کشتی نجات

شعبان برای ماست گواراتر از رجب

شیرین تر است شهد لب یارم از رطب

امشب شب تولد روح دلاوری است

امشب شب وفاست شب غیرت و ادب

باید به پیش ابروی او سجده آوریم

چون واجب است محضر او امر مستحب

امشب شب چهارم ماه است آمده

ماه شب چهارده از قلب نیمه شب

نامش پر از کنایه پر از استعاره است

شب ماه و روز مهر و سحرها ستاره است

عرض ارادتم به ابالفضل بار ها

برده مرا به جرگه بی اختیارها

چون موج سر به سینه هر صخره میزنم

آثار عاشقیست از این گونه کار ها

محدود ما یکی دو قبیله نمیشود

عشقش دوانده ریشه به ایل و تبار ها

مانند او نیامده دیگر به روزگار

مانند من گدای نگاهش هزار ها

دلداده اند در ره او صاحبان دل

سر داده اند در قدم او سوار ها

از او ندیده ام به خدا دادرس تری

آقاتری کریم تری همنفس تری

با این که با اصالت و ارباب زاده بود

یک عمر چون رعیت این خانواده بود

بذر ارادتی که به دل کاشت مادرش

حالا چو سرو قامت او ایستاده بود

در پیش فاطمی نسبان سر به زیر بود

انگار این ارادت او بی اراده بود

در آخرین سجود نماز محبتش

در پیش پای فاطمه از زین فتاده بود

آنها که دیده اند نوشتند عاقبت

سر روی پای حضرت زهرا نهاده بود

زهرا کنارش آهِ نفس گیر میکشد

با دست خود ز دیده او تیر میکشد

ما جز خدا به غیر توکل نمیکنیم

ما جز به اهل بیت توسل نمیکنیم

باید در این زمانه ولایت مدار بود

ورنه به هیچ جای جهان گل نمیکنیم

ما ذاکریم نه همه سرباز رهبریم

وقتی که امر کرد تامل نمیکنیم

گوید اگر روید در آتش به سر رویم

سر هم اگر که خواست تعلل نمیکنیم

هرکس که در مقابل آقا بایستد

در هر لباس و پست, تحمل نمیکنیم

عباس ماند چون که مطیع امام بود

در او چرا به حرف امامش حرام بود

شاعر: محسن عربخالقی

.
ولادت سرداران کربلا ۹۹ حاج میثم مطیعی
ولادت امام حسین / ولادت حضرت عباس
.
جدیدترین دفترچه کتاب مداحی  » کلیک کنید
لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است
سایت مهجه به روزترین مرجع انتشار متن مداحی
.
Mohjatt.blog.ir
Mohjat.net
.

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
 شعر و صوت گلچین شور 99
0