. اشعار فاطمیه 98 مداحان

چشم وا کرده شدم دست به دامان حسن | متن شعر | محمدرضا طاهری

چشم وا کرده شدم دست به دامان حسن

چشم وا کرده شدم دست به دامان حسن

مادر افکند مرا در یم احسان حسن

روزی از دست علی خوردم و از خان حسن

از همان روز شدم بی سر و سامان حسن

بر جبینم بنویسید مسلمان حسن

دل خود را سر هر بام هوایی نکنم

طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنم

رو به هر قبله و هر قبله نمایی نکنم

پیش هر سفره که پهن است گدایی نکنم

نان هر سفره حرام است به جز نان حسن

چه مقامی و چه نامی چه مرامی دارد

چقدر لطف به بیمار جزامی دارد

خنده در پاسخ ان سائل شامی دارد

وه که ارباب دو عالم چه امامی دارد

همه این ها غزلی هست به دیوان حسن

ان که نامش شده احلا من العسل کیست حسن

انکه بخشندگی اش گشته مثل کیست حسن

معنی حی علی خیر عمل کیست حسن

مرد نام اورد پیکار جمل کیست حسن

شتر سرخ زمین خورد ز طوفان حسن

ارث مظلومیت از غربت بابا دارد

قد خم سینه خون دیده دریا دارد

جگری سوخته از زخم زبان ها دارد

گر بگوییم غریب الغربا جا دارد

خون شد از یاد غمش قلب محبان حسن

زهر امد به سراغش جگرش ریخت بهم

بس که پیچیده به خود موی سرش ریخت بهم

زینبش امد و چشمان ترش ریخت بهم

همه خاطره ها در نظرش ریخت بهم

دل پریشان شده از موی پریشان حسن

چقدر سخت گذشتست به او در کوچه

چه مراعات نظیریست حسن در کوچه

باز هم خاطره گریه و مادر کوچه

قاتل جان حسن می شود اخر کوچه

کوچه عمریست که اورده به لب جان حسن

چشم نامرد به ناموس علی تا افتاد

وای بر من زد و بر صورت گل جا افتاد

ناگهان روی زمین حضرت زهرا افتاد

خواست تا پا بشود باز هم اما افتاد

شعله اه کشد سینه سوزان حسن

 

 

 

حاج محمد رضا طاهری / شب هفتم ماه صفر 1395

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

کپی کردن اشعار در سایت کتاب وبلاگ و نرم افزار به هیچ وجه مجاز نیست

www.mohjat.blogfa.com

www.Mohjat.net

 

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0