اشعار محرم 1401 کلیک کنید

حاج مهدی اکبری – چقدر تیر و سنان در تن اکبر مانده

چقدر تیر و سنان در تن اکبر مانده
اشعار ماندگار
1

چقدر تیر و سنان در تن اکبر مانده

چقدر تیر و سنان در تن اکبر مانده

خنده بر روی لب این همه لشکر مانده

بین این دشت تمام تن او پخش شده

هر طرف قطعه ای از پیکر اکبر مانده

اربا اربا شده آن گونه علی اکبر من

که از او در همه جا نفحه عنبر مانده

زانویم از رمق افتاد و زمین افتادم

کمرم تا شد از این داغ شدم درمانده

به کنار بدنش خشک شده این بدنم

از علی اکبر من یک علی اصغر مانده

خواستم بوسه زنم بر بدنش آه نشد

جای بوسه به تن این گل پرپر مانده

یاد اصوات اذانش جگرم را سوزاند

حسرت یک نگه اش بر دل مضطر مانده

به روی پیکر او پیکر من افتاد و

خواهرم در بر من دست به معجر مانده

هر چه کردم بدنش بین عبا جمع نشد

به روی خاک از این تن دو برابر مانده

کار من نیست علی را ببرم تا به حرم

زحمت بردن او دوش برادر مانده

خبر پر زدنش را برسانید حرم

چشم بر راه پسر دیده مادر مانده

رکن من رفت چنین خم شدنم جادارد

به خدا رفت از این لشکر من فرمانده

شاعر: مهدی علی قاسمی

دانلود صوت مداحی / مستقیم

.
محرم 1396 حاج مهدی اکبری
مجموعه
متن اشعار واحد
دهه اول ماه محرم 96
.
جدیدترین دفترچه کتاب مداحی  » کلیک کنید
لطفا اشتباهات تایپی متن شعر را اطلاع دهید
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است
سایت مهجه به روزترین مرجع انتشار متن مداحی
.
Mohjat.net
.

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …