چهل ساله که دلم با درد غربت آشناست | متن مداحی | حاج حسن خلج

چهل ساله که دلم با درد غربت آشناست

چهل ساله که دلم با درد غربت آشناست

لهوف گریه هام مقتل داغ کربلاست

کابوس هر شبم سرای روی نیزه هاست

یه نیمه روز دار و ندارم رو روی خاکا دیدم

خودم توی حصیر تن بی سر بابا رو چیدم

با دیدن شیر خواره ای یه عمره که بی قرارم

جوون رعنا میبینم با اه لیلا می بارم

ای وای چه ارزویی داشتم

چه لاله رویی داشتم

عجب عمویی داشتم

****

هیچ جایی مثل شام دنیا سرم خراب نشد

تو کوچه ها نبود دل حرم کباب نشد

هیچ جایی بد تر از اون مجلس شراب نشد

لبای قاری من و لب های چوب بوسه میزد

دستای من بسته بود و کاری ازم بر نیومد

توی خرابه قصه کسی شبیه من نشد

شبیه خواهرم کسی با پیرهنش کفن نشد

ای وای از این زمونه بیداد

خواهرم از پا افتاد

کنار بابا جون داد

 

.
.

لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید.
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است.
استفاده تجاری از اشعار مورد رضایت نیست.
.
Mohjat.blogfa.com
Mohjat.net

.