محرم 99 کلیک کنید

چون لوح و قلم مستم و صد بار نوشتم | متن مداحی | حنیف طاهری

چون لوح و قلم مستم و صد بار نوشتم

چون لوح و قلم مستم و صد بار نوشتم

دیوانه آقای جوانان بهشتم

دیدند جوان گشته و باز آمده حیدر

از میمنه تا میسره مبهوت تو لشکر

طوفانی و چون برگ در اطراف مسیرت

از اهل جمل ریخته بر روی زمین سر

یک سوی تو ماه آمده یک سوی تو خورشید

به به به شکوهت وسط این دو برادر

از آخر صف سر زده تیغ تو به اول

از اول صف کشته نگاه تو به آخر

ای ساقی افلاک که خاکیست مزارش

ای صاحب صحنی که شراب است غبارش

ای لؤلؤ ظاهر شده از قلب دو دریا

شاهین نشسته به سر شانه‌ طاها

ای شیر که جنگآوری ات رفته به حیدر

ای ماه که نازک دلی ات رفته به زهرا

ای نیمه‌ گمگشته ماه رمضان ها

در روشنی ماه تمامت شده پیدا

از روز ازل نور تو در عرش خدا بود

تا سیر بیایند ملائک به تماشا

آیینه‌ ذاتی تو و معبود صفاتی

گشتند به دور قد و بالای تو اسما

مولای کرم نیست مگر نام تو آخر

در کوچه فقیریست کجا پس بزند در

شاعر: قاسم صرافان

 

 

.

شب ۷ صفر ۹۹ کربلایی حنیف طاهری

.

متن مداحی / متن شعر / اشعار مداحی

لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید.

کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است.

استفاده تجاری از اشعار مورد رضایت نیست.
.
Mohjat.blogfa.com
Mohjat.net

.

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
 شعر و صوت گلچین شور 99
0