شهادت امام کاظم

گفت سر دواندن نیست رسم دلبری | متن مداحی | محمدرضا طاهری

گفت سر دواندن نیست رسم دلبری

گفت سر دواندن نیست رسم دلبری

گریه ام را از چه در می آوری

بگذر اصلا از برادر خواهری

حق این پنجاه سال مادری

دست رد بر سینه ی من میزنی

دلت آمد دلم را بشکنی

التماست می کنم رو می زنم

می شوی راضی زانو می زنم

نه بگویی چنگ در مو می زنم

باز حرف از زخم پهلو میزنم

واقفم این تحفه ها ناقابل است

آب تا باشد تیمم باطل است

اما پیش مرگ اصغرت هستند که

سیاهی لشکرت هستند که

ذوالفقار خواهرت هستند که

لایق دور و برت هستند که

گشته از داغ پسر مویت سپید

حق زینب نیست سهمی از شهید

آه می خوای نمیرم نه نگو

در حضورت سر بزیرم نه نگو

حضرت نعم الامیرم نه نگو

منتت را میپذیرم نه نگو

آبرویم بسته بر این خواهشم

رد کنی خیلی خجالت می کشم

التفاتی کن که خواهر زاده اند

از شهیدانت عقب افتاده اند

جان به کف بهر مصاف آماده اند

لب کنی تر سر برایت داده اند

این دو اسماعیل من قربان تو

هستی زینب بلا گردان تو

امتحان کن تا ببنی کاری اند

شیرهای بیشه ی کراری اند

غیرت زهرا به وقت یاری اند

آشنا با رزم و میدان داری اند

درس عشق و جنگ از بر کرده اند

خوب شاگردی اکبر کرده اند

رخصتی تا ترک جان و سر کنند

در یم خون چهره زیبا تر کنند

رو سپیدی قسمت مادر کنند

از شمار زخم تو کمتر کنند

من شریکت نیستم دل دل نکن

جان زینب کار را مشکل نکن

می کنی در حقم آگاهی حسین

باز در صبر و شکیبایی حسین

بین خون گفتند تا دایی حسین

باز گرداند است از تنهایی

زینبت اثباب زحمت شد ببخش

باز زخمی روی زخمت شد ببخش

 

.
.

لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید.
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است.
استفاده تجاری از اشعار مورد رضایت نیست.
.
Mohjat.blogfa.com
Mohjat.net

.

 گلچین  غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

مجوز ارسال دیدگاه داده نشده است!

0