.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

گلچین متن اشعار صفر ۱۳۹۵ پناهی

گلچین متن اشعار صفر ۱۳۹۵ پناهی

گلچین متن اشعار صفر ۱۳۹۵ پناهی

گلچین متن اشعار صفر ۱۳۹۵ پناهی

گلچین متن اشعار ماه صفر  سال ۱۳۹۵ با مداحی حاج نریمان پناهی

 

 

واحد

قرار قلب حرم اکبر دل ارام و دلبرم اکبر

چشات و وا کن ببین بابا

چی اوردی بر سرم اکبر

نگاه لشکر به تو ه امید مادر به تو ه

حتی نگاه خواهرم تا دم اخر به تو ه

کویر چشمم شده دریا

ببین اشکام و پاشو بابا

علی اکبر ای علی اکبر

**********

تو قلبم دریای غم ریخته تن تو دور و برم ریخته

گناهت چی بوده وای من

که اینطور جسمت بهم ریخته

اعضای پیکرت جداست

هر عضوی از تنت یه جاست

رو بدن تو اثر هجوم سنگ کوفیاست

دلم از درد و غمت لبریز تنت مثل برگای پاییز

تو این صحرا پخش شده ریز ریز

علی اکبر ای علی اکبر

**********

چی اوردن بر سرت اکبر شده غارت پیکرت اکبر

میشه اخر قاتل جونم

نفس های اخرت اکبر

ای وای بمیرم بدنت با هر چی میشد زدنت

تقصیر این سرنیزه هاست که وا نمیشه دهنت

چه اوضاعی اه و واویلا تنت پاشیده توی صحرا

پاشو از جا یوسف بابا

علی اکبر ای علی اکبر

**********

ببین حال احتضارم رو ببین قلب بی قرارم رو

بلند شو از من نگیر اکبر

تموم دار و ندارم رو

غریب گیر اوردن تو رو میون صحرا پسرم

تا دیدمت ناله زدم اه و واویلا پسرم

خودم دیدم بی هوا میزد با کینه مرتضی میزد

جوون من دست و پا میزد

علی اکبر ای علی اکبر

 

 

 

زمینه

باز داره اشک چشام میریزه رو گونم

چادرم کو عمه جون رسیده مهمونم

اومده یار دل پسندم بعدی چند وقت منم میخندم

اومده ماه این خرابه عمه …..

کجا بودی بابا تا که ببینی بی پناهم

کجا بودی بابا تا که بشی تو تکیه گاهم

کجا بودی بابا تا که بشی بابا عزیزم

غریب عالمین بابا حسین عزیز جونم

**********

بیش از این نشکن دیگه دل شکستم رو

کاش میشد یک بار دیگه بگیری دستم رو

ای بابای قشنگ و نازم ای وجودت همه نیازم

کاش میشد تو یه بار دیگه وا کنی این چشمات و واسم

کجا بودی بابا عمه برات دل نگرون بود

کجا بودی بابا راس تو دست این و اون بود

کجا بودی بابا که دختر تو نیمه جون بود

غریب عالمین بابا حسین عزیز جونم

**********

جان تو کشته من و لبای خاموشت

کاش میشد مثل قدیم بیام تو اغوشت

بی تو دنیا صفا نداره درد دوری دوا نداره

باید از غم بمیره اخر دختری که بابا نداره

حالا که اومدی دردای قلبم و دوا کن

حالا که اومدی حال دلم رو رو به راه کن

حالا که اومدی بازم به دخترت نگاه کن

غریب عالمین بابا حسین عزیز جونم

 

 

 

واحد

ای فلک شام و کجا زینب افگار کجا

ام کلثوم کجا کوچه و بازار کجا

عترت پاک نبی صحبت کفار چه سان

آل اطهار کجا مجلس اشرار کجا

حسین غریب یا مظلوم

تشت زرین یزید و سر پر خون حسین

چوب بیدار کجا ان لب در بار کجا

در ره شام ستم زینب حیران میگفت

کو علی اکبر و عباس علمدار کجا

حسین غریب یا مظلوم

راه گمگشته و این قافله بیوه زنان

یا رب این قافله را قافله سالار کجا

با نسیم سحر اهسته به زاری میگفت

ای نسیم سحر ارامگه یار کجا

حسین غریب یا مظلوم

********

وعده ای داده ای و راهی دریا شده ای

خوش به حال لب اصغر که تو سقا شده‏اى

آب از هیبت عباسى تو مى‏لرزد

بى عصا آمده‏اى حضرت موسى شده‏اى

به سجود آمده‏اى یا که عمودت زده‏اند

یا خجالت زده‏اى وه که چه زیبا شده‏اى

یا اخا گفتى و ناگه کمرم درد گرفت

کمر خم شده را غرق تماشا شده‏اى

منم و داغ تو و این کمر بشکسته

توئى و ضربه‏اى و فرق ز هم وا شده‏اى

سعى بسیار مکن تا که ز جا برخیزى

اندکی فکر خودت باش ببین تا شده‏اى

مانده‏ام با تن پاشیده‏ات آخر چه کنم؟

اى علمدار حرم مثل معما شده‏اى

مادرت آمده یا مادر من آمده است

با چنین حال به پاى چه کسى پا شده‏اى

تو و آن قد رشیدى که پر از طوبى بود

در شگفتم که در این قبر چرا جا شده‏اى ؟

********

زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست

خار و خاشاک زمین منزل و ماوای تو نیست

خاک عالم به سرم کز اثر تیر و سنان

جای یک بوسه من در همه اعضای تو نیست

**********

تو طبیب دل بیمار منی سید سرور سالار منی

ابوفاضل مدد

تن من شعله ور از اتش عشق تو شفای تن تب دار منی

ابوفاضل مدد

*********

کودکان در حرم افروخته اند

چشم امید به من دوخته اند

بسکه گفتند عمو تشنه لبیم

به خدا قلب مرا سوخته اند

 

 

 

شور

جسمت زخمی مانده بر خاک

از تیغ و نیزه ها صد چاک

مانده در روی زمین شاه مظلومان حسین

نوحه خوانندم بیا در زمین کربلا

ای وای ای وای ای وای

**********

بر روی نیزه مهتاب است

لالایی شش ماهه خواب است

زینبش بر سر زنان دختران مویه کنان

بی علمدار حسین گر گرفته خیمه ها

ای دل ای دل ای دل

ای وای ای وای ای وای

************

گوید خواهر جان مادر

برخیز و بنگر ای بی سر

زینت دوش نبی بر زمین جای تو نیست

پیکرت بر روی خاک راس تو بر نیزه ها

ما که افسرده حالم چون ننالم

ما که بی پر و بالم چون ننالم

همه گویند زینب ناله کم کن

تو ایی در خیالم چون ننالم

 

 

 

واحد

خنده بر پاره گریبانیمان می کردند

خنده بر بی سرو سامانیمان می کردند

پشت دروازه ی ساعات معطل بودیم

خوب آماده ی مهمانیمان می کردند

از سر کوچه ی بی عاطفه تا ویرانه

سنگ را راهی پیشانیمان می کردند

هر چه ما آیه و قرآن و دعا می خواندیم

بیشتر شک به مسلمانیمان می کردند

شرم دارم که بگویم به چه شکلی ما را

وارد بزم طرب خوانیمان می کردند

بدترین خاطره آن بودکه درآن مدت

مردم روم نگهبانیمان می کردند

هیچ جا امن تر ازنیزه ی عباس نبود

تا نظر بر دل حیرانیمان می کردند

**********

حسینم ای بی سر حسین عریان پیکر

تو را تشنه کشتند بمیرم ای مادر

دوید و دویدم برید و بریدم

سرت را سر نیزه دیدم

قتلکوک بنی ذبحوک بنی منعوک بنی

یا حسین یابن الزهرا

*********

صدای فریادت می اید در گوشم

گرفتم ای بی سر تو را در آغوشم

نشست و نشستم شکست و شکستم

تن بی سری مانده دستم

نیزه ها دسته دسته بر تن تو نشسته استخوان ها شکسته

یا حسین یابن الزهرا

*********

در ان گودال خون تنت را ازردند

تنت خونین ماند و سرت را می بردند

تنت پاره پاره و من در نظاره

ز ره می رسیدند سواره

پیکرت زیر پا بود اسمان در عزا بود خواهرت در نوا

یا حسین یابن الزهرا

 

 

 

زمینه

عشق تو تو خونه زادیه عشق تو مگه ارادیه

وقتی عشق برام جهادیه سر رو تن برام زیادیه

یا حسین یا حسین

من بندم تو بازار تو  من عبدم سر دار تو

من هستم خریدار تو امادم برا دار تو

فرماندم علمدار تو

یا حسین یا حسین

 

 

 

 

شور

خسته ترین زائر کرب و بلا امده

خواهر دلخونت از شام بلا امده

در غم هجرانت از غصه خمیدم ببین

خیز و به چش خودت موی سپیدم ببین

ای درد و درمانم یا حسین

ای ارام جانم حسین

چون شمعی ابم کردی ای سالار من

جانم حسین

**********

بر سر نی دیده ام دیده گریان تو

خیز و ببین گشته ام پاره گریبان تو

راس پر از خون تو بر سر نی دیده ام

تشت زر و خیزران مجلس می دیده ام

سر نیزه با حنجرت چه کرد

با پیکر بی سرت چه کرد

نپرسی از خواهر چرا سینه چاکی

من بمیرم و نبینم زیر خاکی

جانم حسین

 

 

 

واحد

شب و روز گریون گودالم به گوش عالم رسید نالم

نپرس از حال دلم داداش پریشون بی تو احوالم

ای یادگار مادرم ببین چی اوری سرم

خدا میدون بعد تو از هر کسی تنها ترم

پاشو ای خد التریب من بدون تو مستجیب من

غم دنیا شد نصیب من

سالار زینب حسین جانم

**********

پناه من یار مذبوحم نظر کن به قلب مجروحم

چهل روزه ابریه چشمام چهل روزه غرق اندوهم

در نمیاد دیگه صدام از شدت اشک چشام

اون لحظه های اخرت بازم تداعی شد برام

با قلب خواهر چه ها کردی اون لحظه ای که وداع کردی

من و تو این دشت رها کردی

سالار زینب حسین جانم

**********

فراموشش سخته والله بهم گفتی اول راهه

نگفتی زینب چهل منزل با شمر و با خولی همراهه

سالار زینب حسین جانم

**********

از آن ساعت که خود را ناگزیر از تو جدا کردم

تو بر نی بودی و دیدی چه‌ها دیدم، چه‌ها کردم

گمان بر ماندن و قبر تو را دیدن نمی‌بردم

ولی فیض زیارت را تمنّا از خدا کردم

به یادم مانده آن روزی که می‌جستم ترا اما

تنت پیدا به زیر سنگ و تیر و نیزه‌ها کردم

تو را ای آشنای دل اگر نشناختم آن روز

مرا اکنون تو نشناسی، وفا بین تا کجا کردم

تن چاک تو را چون جان گرفتم در برم اما

برای حفظ اطفالت، تو را آخر رها کردم

به سان شمع، آبم کرد بانگ آب ‌آب تو

اگر چه تشنه بودم چشمه‌های چشم وا کردم

میان خیمه‌های سوخته همچون دلم آن شب

نماز خود نشسته خواندم و بر تو دعا کردم

شکسته جای مهرت را ز بی‌مهری به نی دیدم

شکستم فرق خویش و اقتدا بر مقتدا کردم

ولی هرگز ندادم عجز را ره در حریم دل

سخنرانی میان دشمنان چون مرتضی کردم

شاعر : حاج علی انسانی

 

 

 

 

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0