اشعار محرم 1401 کلیک کنید

یه روزی که دلتنگ بودم از احوال روزگار * حاج مهدی سلحشور

یه روزی که دلتنگ بودم از احوال روزگار
اشعار ماندگار
1

یه روزی که دلتنگ بودم از احوال روزگار

متن مداحی یه روزی که دلتنگ بودم از احوال روزگار

————————————

یه روزی که دلتنگ بودم از احوال روزگار

راهی شدم سوی صحن تو با قلب بی قرار

از غصه ها داشتم اما رو دوشم یه کوله بار

تا اینکه نشستم یک گوشه چشمام شد ابر بهار

نگاهم یه دفعه افتاد یه دیوار تو صحن عتیق

چه زیبا نوشته بودن اَلاِمام اَنیسُ الرَفیق

ای همدم تنهایی دلم تو این دنیا

یک نگاه تو مرهم همه درد و غمها

صحن تو برای دلِ منه دار الشِفا

یا امام رضا یا امام رضا مولا مولا

****

روشنه شبهای دل با نور روی ماه تو

بر نمیداری از شیعت یک دم هم نگاهتو

غریب و آواره است هرکس عمرش بی تو سر بشه

غمی نداره هرکس که باشه در پناه تو

میخونم روایتت رو نصیبم شده این توفیق

چه زیبا فرمودی آقا اَلاِمام والِدُ الشَفیق

اومده یتیمی به سوی تو یابن الزهرا

اومده فقیری به کوی تو یابن الزهرا

اومده اسیری که رو لبش داره نجوا

یا امام رضا یا امام رضا مولا مولا

جهت دانلود صوت کلیک کنید

.

با نوای حاج مهدی سلحشور

ولادت حضرت علی ابن موسی الرضا 1401

خرید آنلاین کتاب مداحی 1401 »» کلیک کنید
اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net
.

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …