.  اشعار محرم 99 منتشر شد

یک زینب و یک کاروان | متن مداحی | حاج محمود کریمی

یک زینب و یک کاروان شد همسفر با ساربان

یک زینب و یک کاروان شد همسفر با ساربان

میروم و نمیرود ناقه به زیر محملم

به سوی شام و کوفه ام چه ظالمانه میبرند

نمی روم ولی مرا به تازیانه میبرند

سر تو را به نیزه ها نشانده دشمن علی

نمیروم ولی مرا به این بهانه میبرند

نوایی نوایی الهی ور افتد نشان جدایی

به دنبال محمل سبک تر قدم زن

مبادا غباری به محمل نشیند

امیری حسین و نعم الامیری

کجایی که زینب رفته اسیری

امیری حسین و نعم الامیری

اکبر و قاسم و عباس کجایند کجا

عشق کی این همه را بردی و غارت کردی ؟

نیزه را سرور من بستر راحت کردی

شام را غلغله صبح قیامت کردی

من فقط دل به تو دادم خیالت راحت

منم و این دل دیوانه خاطر خواهت

 

www.mohjat.net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

  1. بابازاده :
    10 سپتامبر 2018

    به نظر من اینا همه دکون دستگاه برای یه عده ای شده
    محرم کجاست بابا؟
    یه داستان درست کردن فقط ملت و گذاشتن سر کار

    • سلام
      اگر یه داستان ساختگی بود همون اوایل توسط مردم و یا عقلا جمع میشد
      وقتی یه داستانی ریشه دار میشه یعنی ریشه داره
      البته به نظر من
      نظر بقیه رو هم باید جویا بشیم
      نظر شما چیه؟

  2. بازتاب: شعر و سبک جدید واحد شب دوم محرم ۱۳۹۷ - عرشیان از عرش | مهجه

0