ازرق و بچه هاشو دیدم زدی سید مهدی میرداماد + متن شعر

بازدید: 1,230 بازدید
سید مهدی میرداماد
کانال ایتا
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال بله

متن شعر

ازرق و بچه هاشو دیدم زدی

نوه ی دلاور بَدر و حُنِین

چی شد از بالای مرکب افتادی

کی با نیزه رو لبت نوشت حسین

دستِ خط باباتو نشون دادی

من میخواستم بمونی اما نشد

همه ی خیمه رو گشتیم به خدا

زره اندازه ی تو پیدا نشد

هرچی از رو خاک بلندت میکنم

باز میبینم که پاهات رو زمینه

تو تنت لِه شده قاسم, پسرم

فرق تو با علی اکبر همینه

چرا جای سُمِ اسبه رو تنت

چقدر با سنگا تکریم شدی

جسمتم شبیه اسمت قاسمه

با لبِ خنجرا تقسیم شدی

بانگ اِنی قاسم ابن الحسنت

این همون تنهاترین گناهته

هرجوری شده برت میگردونم

مادرت تو خیمه چشم به راهته

.

برای دانلود صوت کلیک کنید

سید مهدی میرداماد
برای دریافت جدیدترین اشعار
به کانال‌های مهجه بپیوندید
t.me/mohjat_net
eitaa.com/mohjat_net
rubika.ir/mohjat_net
ble.ir/mohjat_net

.

مشاهده متن کامل