از زخم تنت معلومه دشنه به تنت کوبیدن * کربلایی حسن عطایی

از زخم تنت معلومه دشنه به تنت کوبیدن

از زخم تنت معلومه دشنه به تنت کوبیدن

دندون تو میگه نیزه توی دهنت کوبیدن

تصویر تو توی صحرا افتاده بمیرم داداش

از بس که با نعل تازه روی بدنت کوبیدن

بنویسید حسین سخت بی تاب شد و آب نخورد

بنویسید قمر وارد آب شد و آب نخورد

اَلا وَصَلَی اللهُ عَلَی الباکینَ عَلَی العَطشان

****

شیرازه ی تو پاشیده هرجا یه ورق افتاده

بعد از تو به روی گونت تصویر شفق افتاده

در خواب رقیه دیده جسمت ز رمق افتاده

رأس پره خونت داداش بر روی طبق افتاده

بنویسید حسین عطر تو پخش شده بین دشت

بنویسید غروب پیکر تو به حرم برنگشت

اَلا وَصَلَی اللهُ عَلَی الباکینَ عَلَی العَطشان

****

از فرط عطش جسم تو از تاب و توان افتاده

بالای سر تو مادر با قد کمان افتاده

دیدم که به روی سینت با چکمه سنان افتاده

حرف حرمت با غیرت بر روی زبان افتاده

بنویسید دروغ نیزه در نیزه تنش را ندوخت

بنویسید دروغ چادر زینب کبری نسوخت

اَلا وَصَلَی اللهُ عَلَی الباکینَ عَلَی العَطشان

دانلود فایل صوتی از اینجا

.
شب چهارم محرم 1400 کربلایی حسن عطایی
آرشیو متن اشعار محرم 1400 »» کلیک کنید
اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net
.