اشک غربته با قصد قربته

اشک غربته با قصد قربته

جای عطر و گلاب نذر این تربته

این اشک غربته

بهشتی که حتی رواقی نداره

چرا از گل یاس سراغی نداره

شبای شهادت چراغی نداره

زیارت ممنوعه ضریحش دیواره

جواب زائرهاش اذیت آزاره

آه واویلا آه واویلا

****

مست و عاشقم گرچه نا لایقم

این شیعه بودنو مدیون صادقم

سر مست و عاشقم

خطیبی که قال الرسولش حسینه

فقیهی که فهل الفهولش حسینه

رساله قوائد اصولش حسینه

آخر تدریسش روضه گوداله

بالای منبر هاش یه تنه پا ماله

آه واویلا آه واویلا

****

بدجور بردنت با اسب بود دشمنت

از بس افتاد زمین خاکی شد پیرهنتت

بدجوری بردنت

با پای برهنه دل شب دویده

یه نا مرد خونش رو به آتیش کشیده

بازم شکر که از میخ جراحت ندیده

نه تنش پا خورد نه لباش خشکیده

نه به اشک بچش یه نفر خندیده

یا حسین یا مظلوم

 

 

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است

www.mohjat.blogfa.com

www.Mohjat.net