متن شعر
السلام ای ملیکه دنیا
السلام ای شفیعه عقبی
السلام ای زلال تر از اشک
السلام ای مطهر والا
نوه دختری پیغمبر
نور چشمان سید بَطحا
مثل آیینه تمام نما
روی تو شد خدیجه در زهرا
خوش بحال علی که گردیده
نام پاک تو زینت بابا
صدهزاران فرشته میخواهد
تا کِشَد ناز دختر مولا
بال جبریل بالش سر تو
سایه بان تو قامت طوبی
دور گهواره ات چه میبینم
لشکری صف کشیده از حورا
همه در نوبت اند تا گیرند
بوسه از خاک زیر پای شما
قدری آهسته وحی نازل شد
بر وجود مقدس طاها
کلیات کلام حق گردد
بی کم و بیش این چنین معنا
واجب الاحترام شد زینب
دختر ارشد کنیز خدا
هر که گِریَد برای این دختر
اجر آن میشود معادل با
گریه بر غربت امام حسن
گریه بر داغ سیدالشهدا
مادر عشق دختر حیدر
لب کنم باز بهر مدح و ثنا
در طریق تو مست باید شد
از طهوران باده الا
هر دلی شد دخیل کوی تو
در قیامت نمیشود رسوا
ما گدایان بین راه تو ایم
عُلیا حضرتا تَصَدَقنا
کرم ار توست ور نه کاسه ما
به خدا نیست مستحق عطا
من چه گویم که آیه قرآن
ز کراماتتان بود گویا
قرص نان تو میکند نازل
هَل اَتی بر سرای آل کسا
چه سحرها نماز شب خواندم
تا که شاید تو را کنم پیدا
همه شبهای تو مسیحه عشق
میدهد بوی لیلهُ المَحیا
در قنوت تَهَجُدَت دیدم
رتبه های مقام محمودا
در رکوع تو جلوه های خضوع
سجده ات مست ربی الاعلی
در نماز شبت چه ها می دید
که حسین گفت التماس دعا
نفحات مقدست بانو
زنده سازد دو صد مسیحا را
شصت و نه بار ذکر یا زینب
رمز توحید را کند افشا
هرکه آواره حسینت شد
در حریم تو می کند ماوا
خاطرت را ز بس خدا میخواست
با حسین آفرید قلب تو را
السلام ای شریکه الارباب
فانیا للحسن سر تا پا
تا که مهر تو در دلم باشد
سایه عشق بر سرم بادا
دستگردان شدی میان حرم
تا رسیدی به دامن لیلا
کشتی ارباب عشق بازان را
ناز دار خدا دو دیده گشا
بین هر تار معجرت بینم
آیه کاملی ز حجب و حیا
چادرت محترم تر از کعبه
صورتت در حجاب بی همتا
در چهل سال گفته همسایه
که ندیده است سایه ات حتی
کسب فیض از تو کرده ام بنین
تا که گردیده مادر سقا
آمدی تا که پر کنی جای
مادرت را میان بیت ولا
آمدی و چه زود می پیچد
بین خانه صدای وا اُمّا
کاش این جا تمام میشد کار
تازه آغاز میشود غم ها
دومین داغ داغ محراب است
فرق منشق و ناله ابتا
سومین غربتت به یک تشت است
لب خونین و ذکر واحسنا
مادر درد السلام علیک
صاحب هر مصیبت عظما
جبرییل دلم خبر داده
میشوی از حبیب خود تو جدا
چه می آید سرت خدا داند
الامان الامان ز عاشورا
بین گودال بنگری زینب
یک گلویی که گشته منحورا
ناله هایی ضعیف می آید
گوئیا در میان هلهله ها
هاله نور گوشه مقتل
ناله های غریب واغوثا
مادرت بود و دور تا دورش
آسیه مریم هاجر و حوا
ناله میزد حسین را کشتند
با لب تشنه بر لب دریا
یک سوالی برای من مانده
بی جواب ای عقیله دنیا
تو چه دیدی کسی نمیداند
که زدی ناله آه یا جدا
از چه بر جد خود نشان دادی
تن بی سر دو بار با هذا
این حسینت مرمل بدما
گشته جسمش مقطع الاعضا
مو کنان سوی خیمه گاه مرو
بهر بوسیدن گلو باز آ
سر خود را بلند کن بنگر
روی نیزه سری رود بالا
کاش دشمن دگر حیا میکرد
ختم میشد مصیبتت اینجا
بوی جسم حسین می آید
از چهل نعل تازه در صحرا
بعد از آن شد رسالتت آغاز
ای علمدار صبر روح وفا
تویی آن اولین ولی فقیه
در زمان امام کرب و بلا
این قصیده دگر کنم کوتاه
با تمام قصور ای والا
دامنت را به گریه میگیرم
تا نمایی براتِ ما امضا
نذر کردم اگر رسیدم من
زنده در آن حریم و صحن و سرا
هر قدم نام تو فقط ببرم
تا کنم در حرم به پا غوغا
در شب عید خواهشی دارم
میپذیری ز نوکرت آیا
آبرو دار بر گل نرگس
بنما تو سفارش ما را
از حبیبم بخواه برگردد
از سفر آن امام خوبی ها
با تمام وجود میگویم
اعتقادم میان لوح قضا
کافر عشقم و خراب خراب
عاشق زینبم به اذن شما
شعر: قاسم نعمتی
.
حاج مهدی سلحشور
شعر روضه / وفات حضرت زینب ۱۳۹۹
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحهی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود جدیدترین نوحه ها همراه متن مداحی