متن شعر
امون ز زهر کین جونمو رسوند رو لب
نفس بریدم من زود بگید بیاد زینب
یه گوشه افتادم رفتنی شدم آخر
یه کاری کرده زهر میسوزم تو هُرم تب
آتیش گرفت دلم توون نداره پیکرم
آتیش گرفت دلم از کینه های همسرم
آه دیگه سر رسیده عمر مجتبی
میشه راحت از غما و غصه ها
میلرزه صدام گریونه چشام
غریبم حسن غریبم
****
این لحظه ی آخر یاد مادر افتادم
خداروشکر این زهر آخرش رسید دادم
روبروی چشمام مادرم زمین افتاد
مدینه و درداش هیچ نمیره از یادم
چهل تا بی حیا مادرمو چرا زدن
چهل تا بی حیا بین برو بیا زدن
آه همه اومدن برای دردسر
یه نفر به سمت در شد حمله ور
مرتیکه ی پست پهلو رو شکست
غریبم حسن غریبم
.
کربلایی نریمان پناهی
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحهی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود جدیدترین نوحه ها همراه متن مداحی