این همه با آبرو من هم یکی

این همه با آبرو من هم یکی

آیه های زیر و رو من هم یکی

ریز ریز و قطعه قطعه رفته اند

تشنه قربان عمو من هم یکی

آه خیلی ها برای غربتش

مرگ کردند آرزو من هم یکی

از سپاهی که گرفته روی دست

چشم و بازو و گلو من هم یکی

در صف آنها که در پای امام

کرده اند از خون وضو من هم یکی

این همه دور و برش دارد شهید

جان عمه نه نگو من هم یکی

****

بسته ای دست من این انصاف نیست

گیر گرگ افتاده راه چاره چیست

داغ دیده تشنه بی پشت و پناه

بی تعادل گشته روی ذوالجناح

عمه از چه دل دل می کنی از حال رفت

شمر هم با چکمه در گودال رفت

این همه لشکر برای یک نفر

عمه جان دیدی تو هم خاکم به سر

آسمان را بر زمین انداختند

بی هوا از روی زین انداختند

سوختم سر نیزه در پهلوش رفت

زخم روی زخم خورد از هوش رفت

نیمه جان شد در حصار پست ها

بگذر از من میرود از دست ها!

میکشم از بین دستم دست خویش

دست شستم پای او از هست خویش

جای قرآن جز به روی رحل نیست

سینه اش زخمیست جای نعل نیست

دارد آغوش تو جای ماه عمو

عفو کن تاخیر عبد الله عمو

بچه شیر فاتح جنگ جمل

بین آغوشت هوس کرده عسل

چشمه چشمه از تنت خون جاری است

زخم ها خیلی عمیق و کاری است

 

.
.

لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید.
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است.
استفاده تجاری از اشعار مورد رضایت نیست.
.
Mohjat.blogfa.com
Mohjat.net

.