اشعار محرم 1401 کلیک کنید

باید غل و زنجیر کند گریه برایت – کربلایی حسین طاهری

باید غل و زنجیر کند گریه برایت
اشعار ماندگار

باید غل و زنجیر کند گریه برایت

باید غل و زنجیر کند گریه برایت

عالم به فدایت

قربان مناجات و الهی و صفایت

عالم به فدایت

مانند علی دست تو را توطئه بسته

قلب تو شکسته

خندیده ستمگر به غم و اشک و نوایت

عالم به فدایت

هر روز تو با روزه و افطار تو شلاق

بر روی دلت داغ

توهین شده پیش تو به ناموس ولایت

عالم به فدایت

تو مرد مناجاتی و هنگام ملاقات

چون عمه ی سادات

شلاق و شکنجه شده سهم سر و پایت

عالم به فدایت

آزادی تو در گرو آمدنِ زهر

و میشنود شهر

خوانند تو را خارجی از دین و ولایت

عالم به فدایت

تابوت تن بی رمقت لنگه دری شد

آه پسری شد

سنگینی این روضه ی غمگین و روایت

عالم به فدایت

دارد کفنت میکند آقای خراسان

با حال پریشان

آمد دو سه خط روضه به لبهای رضایت

عالم به فدایت

جد تو غریب است پدر روضه عجیب است

این سرخیِ سیب است

رفته سرِ نیزه سرِ خورشید درایت

جانم به فدایت

سر بر روی نی رفته خدایا بدنش کو

پس پیروهنش کو

ناموس خدا همسفر اهل جنایت

عالم به فدایت

این روضه عذاب است دلِ عرش کباب است

انگار رباب است

شاهد که زَنَد چوب به دندان ثَنایت

عالم به فدایت

خندید ستمگر به غم و غصه ی زینب

خون میچکد از لب

شد ندبه نوای حرم و صحن و سرایت

عالم به فدایت

جهت دانلود صوت کلیک کنید

.
شهادت امام کاظم سال 1400
کربلایی حسین طاهری

آرشیو اشعار شهادت 1400 »» کلیک کنید
اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net
.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …