متن شعر
تا کی چشمم باشد بر در
تا چند خورم من خون جگر
تا کی بی بهره از این سودم
تا چند ضرر هی پشت ضرر
تا کی زین جاده عقب ماندن
تا کی در خانه تماشاگر
دل باید شد از خود عاری
تن باید زد به غبار سفر
گفتم بسم الله در خانه
جایز نبود ماندن دیگر
و توکلت علی المتوکل
و افوض امری بالحیدر
راهی شدم از خانه به نجف
چون گنجشکی که گشاید پر
بستم چشم و دیدم خود را
در صحن امیر ادب پرور
آنجا که ندارد در خوبی
از خلد برین چیزی کمتر
کز حب علی در نزد خدا
چیزی نبود با ارزش تر
حق دارد اگر بخشد طاها
بر حیدر زهرای اطهر
حق دارد اگر گوید به علی
انا اعطیناک الکوثر
حق دارد اگر احمد بنشاند
او را بعد از خود بر منبر
دین را چه کسی مانند وصی
هم مُظهر باشد هم مَظهر
آن چشمه که مینوشند از او
سلمان بوذر مالک اشتر
ای خوشدستی که نچیدستی
از باغی جز باغش نوبر
ای خوش راهی که سحرگاهی
گردد به ولایت او منجر
ذکرش از اسقف نجرانی
گوید تا مفتی الازهر
افضل اصلح اشرف اشجع
اقدم اعلم اعظم اکبر
فاتح اسدالله الغالب
حیدر حیدر حیدر حیدر
آن معطی خیر آن دافع شر
از خوشه ی انگور ضریحش
جامی زدم و صاف از آن در
رفتم ز نجف تا کرب و بلا
کردم ز پدر رو سوی پسر
شعر: محمدرضا طهماسبی
.
کربلایی حسین طاهری
شب ۱ فاطمیه دوم ۱۴۰۴
.
بهروزترین مرجع انتشار
متن مداحی از تمام مادحین
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن اشعار مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحهی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود جدیدترین نوحه ها همراه متن مداحی