محرم 99 کلیک کنید

حاج محمود کریمی – تیری انداخت که غم را به دل زهرا دوخت

تیری انداخت که غم را به دل زهرا دوخت

تیری انداخت که غم را به دل زهرا دوخت

مشک را تیر درید و به تن سقا دوخت

تیر دوم که رها شد دل زهرا خون شد

چشم را بوسه زد از پشت سرش بیرون شد

خواست تا خون به سر طره گیسو بکشد

تیر از چشم ترش با سر زانو بکشد

به زمین خورد که یکباره عمودی آمد

به جراحات تنش زخم کبودی آمد

میکشد پا به زمین و نفسش مبهم شد

گره معجر طفلان حرم محکم شد

چشم او بسته شدو پنجهدشمن واشد

وقت آتش زدن دخترکی نو پا شد

نیزه آورده و بستند ولی سر افتاد

چشم یک عده حرامی به معجر افتاد

***

او رشید است چرا قامت کوچک دارد

فکر گهواره نمایید که کودک دارد

وای از اهل حرم شعله مهیا شده است

ابرویش فاصله دارد کمری تا شده است

خواهری را زده و پیش یتیمان بستند

نیزه آورده و سر را به نوک آن بستند

نیزه اورده و بستند ولی سر افتاد

 

.
.

لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید.
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است.
استفاده تجاری از اشعار مورد رضایت نیست.
.
Mohjat.blogfa.com
Mohjat.net

.

 ولادت امام رضا 1400  غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0