متن شعر
جان بر لبم رسیده و در بین بسترم
از سینه آمده است نفسهای آخرم
خاک بقیع شاهد آه و فغان من
دشمن گریست بر من و بر دیده ی ترم
بالا بلند من که شدی نقش بر زمین
نقش است یاد تو در قاب خاطرم
گفتند دستهای کریمت بریده اند
اما نبود داغ دو دست تو باورم
وقتی عمود ابروی پیوسته ات گسست
در سینه آب شد از غصه قلب مضطرم
گفتم سکینه را که عمو را حلال کن
در خون فتاد و آب نیاورد در حرم
ای ماه آسمان من از علقمه بیا
تابوت من به شانه بگیر ای دلاورم
با صد امید چهار پسر کرده ام بزرگ
تا وقت مرگ جمله نشینند در برم
دیگر پسر نمانده مرا بی پسر شدم
جز گریه نیست در غمشان کار دیگرم
.
محمدرضا بذری
وفات حضرت ام البنین ۱۴۰۰
.
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحهی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود جدیدترین نوحه ها همراه متن مداحی