خسته بود آقا داغ سنگین به دلش نشسته بود * حاج محمدرضا بذری

خسته بود آقا داغ سنگین به دلش نشسته بود آقا

خسته بود آقا

داغ سنگین به دلش نشسته بود آقا

میزدن سنگ سرش شکسته بود آقا

خسته بود آقا

تک و تنها رفت

که صدای گریه تو خیمه ها بالا رفت

وقت رفتن طرف خیمه ی زنها رفت

تک و تنها رفت

تنهایِ تنها بود تنهایِ تنها رفت

آرومِ جونِ من زیر دست و پا رفت

دریایِ درد خیمه دریای خون گودال

زینبتو کشته این بدنِ پامال

صلی الله علی سیدنا المظلوم

****

جگرش میسوخت

خیمه ی اهل حرم پشت سرش میسوخت

وسط معرکه موی دخترش میسوخت

جگرش میسوخت

آخره دنیاست

سره بردنه لباس کهنشم دعواست

این صدای گریه ی مادرش زهراست

آخره دنیاست

زخمِ کاری خورده پهلوهای خستش

میگه زینب برگرد با چشمای بستش

میگه زینب برگرد وقت اسارت شد

سرها به نیزه رفت خیمه ها غارت شد

صلی الله علی سیدنا المظلوم

****

روضه مکشوفه

اونی که به حضرت عقیله معروفه

اومده با دست بسته وسط کوفه

روضه مکشوفه

زینب زینب زینب الشام الشام الشام

میخوام که سربسته بمونه این حرفام

صلی الله علی سیدنا المظلوم

دانلود فایل صوتی از اینجا

.
متن مداحی
های 1400 از سایت مهجه
شب 2 فاطمیه دوم 1400 محمدرضا بذری
آرشیو متن اشعار فاطمیه »» کلیک کنید
اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net