

متن شعر
سجاده ام معطر از بوی ربنا بود
آنچه شنیده میشد از من فقط خدا بود
یک عمر آه و نفرین از این و آن شنیدم
تنها به جرم اینکه نفرین من دعا بود
دیشب به جای مردم تا صبح گریه کردم
ای کاش یک نفر هم دیشب به فکر ما بود
طفلان من به جای مردم گرسنه بودند
افطار خانه ی ما در سفره ی شما بود
امروز را نبینید این بی حیا لگد زد
دیروز پشت این در جمعیت گدا بود
من هیچ شکوه ای از بیگانگان ندارم
آنکه به حال و روزم خندید آشنا بود
من درد مرتضی را با جان خود خریدم
در راه عشق باید آماده ی بلا بود
دستم شکست اما من درد حس نکردم
اسم علی دوا و ذکر علی شفا بود
رفتم برای مردم حجت تمام کردم
او را که میکشیدند او حجت خدا بود
ای کاش میشکستند این دست دیگرم را
اما به جای این دست آن دستِ بسته وا بود
با کفشهای خاکی در خانه ام قدم زد
آن خانه ای که فرشش بال فرشته ها بود
ای کاش ماجرا را حیدر ندیده باشد
وقتی سرم به در خورد فضه علی کجا بود
تا قبر بردنم را همسایه ام نفهمید
ازبس که بردنِ من چون شمع بی صدا بود
از بس که قطره قطره بر پای تو چکیدم
تابوت من سبک تر حتی ز بوریا بود
.
حاج مهدی سلحشور
ایام فاطمیه ۱۴۰۱
بهروزترین مرجع انتشار
متن مداحی از تمام مادحین
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن اشعار مداحی در فضای مجازی
.
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحهی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.


مهجه | دانلود جدیدترین نوحه ها همراه متن مداحی