متن شعر
فکر مرا کردی که میخواهی بروی
کی بار خود بستی شدی راهی بروی
تنها میمانم فاطمه جان
ای جان ای جانم فاطمه جان
صد راز از آن روز در دل نهفتی
از آنچه شد هرگز با من نگفتی
دیدم آن روز یک صحنه همین
دیدم افتادی روی زمین
دشمن بود و تو فاطمه جان
شعله بود و تو فاطمه جان
****
گرمای دستان تو گرمای دل من
آتش نزن با رفتنت بر حاصل من
دردت به جان من ای جان حیدر
سوسو مزن پیش چشمان حیدر
اصلاً نه که به خاطر من
بنگر بر حال و روز حسن
بنگر بر این اشک های روان
دق کرد آخر پیشش تو بمان
.
کربلایی حسین ستوده
ایام فاطمیه دوم ۱۴۰۴
.
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحهی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود جدیدترین نوحه ها همراه متن مداحی