فکر میکردم از غصه و غم و محن میگی سید مهدی حسینی + متن شعر

بازدید: 378 بازدید
سید مهدی حسینی
.
.

متن شعر

فکر میکردم از غصه و غم و محن میگی

بین گریه هات با حسین یا به حسن میگی

اگه به زینب نگفتی دیگه به من میگی

رفتی آخر نگفتی

چطوری تو کوچه تو رو زدن

که نمیشه آروم دل حسن

چه داغی گذاشتن تا محشر به دل من

بدرود امیدم نفسم عشقم عزیزم

حالا چجوری رو تن تو خاک بریزم

حرفام زیاده اگه این گریه بزاره

دنیای بی تو واسه من خیری نداره

****

نگاهم افتاد عزیزم به دستای خستم

دستمو واکردی شبی که بسته شد دستم

اما من با بند کفن دست تو رو بستم

رد اون تازیونه

شبیه یه دستبنده رو تنت

که معلومه از روی کفنت

به خدا نامردن اونایی که زدنت

من که ندیدم ولی خیلی پَسته قنفذ

حتی مغیره شده بود همدست قنفذ

مثل یه زخمه که روی قلبم نشسته

جای غلافش روی پهلوی شکسته

بدرود امیدم نفسم عشقم عزیزم

حالا چجوری رو تن تو خاک بریزم

.

برای دانلود صوت کلیک کنید

سید مهدی حسینی
شب ۳ فاطمیه اول ۱۴۰۴
برای مشاهده جدیدترین اشعار
به صفحه اصلی سایت مراجعه کنید

Telegram | Eitaa | Bale | Rubika
مهجه در فضای مجازی؛ به ما بپیوندید

متن کامل

.