اشعار محرم 1401 کلیک کنید

قربون خودت با کل نوکرات * محمدحسین حدادیان

قربون خودت با کل نوکرات
اشعار ماندگار
1

قربون خودت با کل نوکرات

قربون خودت با کل نوکرات

منو هم بخر با اون رفیق خوبات

ببرم تا عتبات عالیات بمیرم برات

یعنی انقدر دست و پا گیرم برات

یه جا واسم نداری تو کربلات

ببرم تا عتبات عالیات بمیرم برات

از همه جای دنیا تنها صحن آقامو میخوام

اصاً من اون امام حسین بچگیامو میخوام

یعنی به ما نمیرسید سالی یه حرم

درد دلامو من آخه کجا ببرم

بدجور هوای کربلا زده به سرم

****

رحمة اللهی و خیر واسعه

ای تنِ زخمیِ روز واقعه

چی سرت اومده ای مقطعه بمیرم برات

دست و پا میزنی و تشنه لبی

کمه جا برات چقدر معذبی

زیر چکمه ام به فکر زینبی بمیرم برات

دیگه به ما نمیرسید مارو بزنن

مثه اسیرا مارو رو ناقه ببرن

میگن یکی برات یه کاسه آب آورده مادر مرده

خودت بگو کی پیرهن کهنتو برده مادر مرده

وقته نمازه این مرکبا رو زدن نعل تازه

دیره حسینم داره سنان خیمه میره حسینم

جهت دانلود صوت کلیک کنید

.

با نوای کربلایی محمد حسین حدادیان
زیارت مخصوصه امام رضا 1401
خرید آنلاین کتاب مداحی 1401 »» کلیک کنید
اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net
.

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …