اشعار محرم 1401 کلیک کنید

ماه ماه آشتی تو همیشه با حسین هوامو داشتی * حاج رضا هلالی

ماه ماه آشتی تو همیشه با حسین هوامو داشتی
اشعار ماندگار

ماه ماه آشتی تو همیشه با حسین هوامو داشتی

ماه ماه آشتی تو همیشه با حسین هوامو داشتی

ماه ماه آشتی تو یه لحظه ام منو تنها نذاشتی

ماه رمضونه مزشم به گریه ی دم اذونه

ماه رمضونه تشنگی سخته امام حسین میدونه

این تشنگی کجا اون تشنگی کجا

صلا علی الحسین عطشان کربلا

بودند و دیو و دد سیراب و میمکید

خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا

باشه میخونم با اشک چشمام

وَرزُقنی حَجَ بَیتِکَ الحَرام

اما راستش رو بگم تو این شبا

اللهم الرزقنا کرب و بلا

****

من پشیمونم تو بذار تو بغل حسین بمونم

من پشیمونم اشک تو روضه فقط میده امونم

تو همه خیری کربلا حسینه رو لبِ زهیری

تو همه نوری من دیگه بگم دوسِت دارم چجوری

یا سابِقَ النِعَم یا دافِعَ النِقَم

جانِ امام حسین اول فقط حرم

دوم فقط حرم آخر فقط حرم

اصلاً الی الابد میخوام ازت حرم

سی شب میگم یا رب بین دعام

وَرزُقنی حَجَ بَیتِکَ الحَرام

اما راستشو بگم دروغ چرا

اللهم الرزقنا کرب و بلا

جهت دانلود صوت کلیک کنید

.

با نوای حاج عبدالرضا هلالی
ایام ماه مبارک رمضان 1401
خرید آنلاین کتاب مداحی 1401 »» کلیک کنید
اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net
.

 

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …