نامت میاید فصل باران می شوم من * حاج محمدرضا طاهری

نامت میاید فصل باران می شوم من

نامت میاید فصل باران می شوم من

در عرض یک ثانیه گریان می شوم من

خاکستری در دست طوفان می شوم من

یعنی پریشان در پریشان می شوم من

ای از ازل با من به قربان نگاهت

بند دلم بر عشق نابت بند بوده

طبق روایاتی که فرمودند بوده

جزر و مد جانم به یک لبخند بوده

این قصه مثل آتش و اسپند بوده

روشن شود دنیایم از چشم سیاهت

عاشق شدن یعنی پُر از پروانه ماندن

پَر سوختن تا انتها مردانه ماندن

بی یار مُردن با همه بیگانه ماندن

با عقل و منطق تا ابد دیوانه ماندن

عاشق منم یک عمر هستم سر به راهت

ای کاش میشد تار و مارم را ببینند

تا جان فشانی پای یارم را ببینند

آن ضربه های بی قرارم را ببینند

طوفان سخت ذوالفقارم را ببینند

آماده ام من را نکُش با داغ آهت

قابل ندارد بچه ها قربانی تو

عالم بلا گردانِ تو ارزانی تو

تا خط نیفتد لحظه ای پیشانی تو

جان میدهم با رفتن طوفانی تو

می ترسم از رفتن به سوی قتلگاهت

گرد و غبار کربلا بر روت هرگز

سنگ نشسته گوشه ی ابروت هرگز

من باشم و آن ضربه بر پهلوت هرگز

سرپنجه های یک نفر در موت هرگز

من باشم و خونین شود آه روی ماهت

تو می روی و غرق باران می شوم من

تنها میان دست طوفان می شوم من

هر ساعت و ثانیه گریان می شوم من

دامن کشان گیسو پریشان می شوم من

تو می روی من میشوم بی سرپناهت

 

.
متن مداحی
های 1400 از سایت مهجه
شب چهارم محرم 1400 حاج محمدرضا طاهری
آرشیو متن اشعار محرم 1400 »» کلیک کنید
اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net
.