نغمه سر کن که جان دین آمد

نغمه سر کن که جان دین آمد

حضرت زین العابدین امد

عین حق هر فروغ عین است این

علی دوم حسین است این

این پسر یادگار پنج تن است

شمع محفل فروز انجمن است

دل نورانی اش یم رحمت

هر دو چشمش دو زمزم رحمت

بوسه های دعا به لعل لبش

گشته بر دور سر نماز شبش

روح و ریحان سید الشهداست

این پسر جان سید الشهداست

لطف عادت کرم وظیفه او

کل توحید در صحیفه او

سخنانش همه اخ القران

سر به سر نور و سر به سر برهان

وحی منزل نهفته در نگهش

وحی ساعد دعای شام گهش

این گل سرخ دامن زهراست

بعد بابا امام عاشوراست

کعبه عابدین سلام سلام

سید الساجدین سلام سلام

قطب عرفان و قبله ایمان

جان دین و حقیقت قران

یوسف یوسف رسول الله

جان شیرین سید الشهدا

خون خون خدا به رگهایت

شاهدم خطبه های قرایت

از دهان تو بانگ یا سبوح

میدهد بر تن عبادت روح

ای مسیح دعا دعای مسیح

ای نفسهات خوش تر از تسبیح

تو به عرش جلال قائمه ای

تو حسین حسین فاطمه ای

پنج میقات و چار رکن و حرم

حجر و مروه و صفا زمزم

به مقام تو عارفند همه

ز جلال تو واقفند همه

هر گیاهی به مدح اهل البیت

دعبل است و فرزدق است و کمیت

حج کعبه طواف خانه توست

رکن خشتی ز اشیانه توست

حجر الاسودت سلام کند

بر کف دستت استلام کند

وارد مسجد الحرام شدی

بهتر از کعبه احترام شدی

کعبه و خیل حاجیان به مطاف

همه دور سرت به حال طواف

پور عبد الملک از این تجلیل

ایستاده بسان عبد ذلیل

نرهی تا که استلام کند

نه کسی از وی احترام کند

مانده بر جای خویشتن چو جسد

بر دلش سخت خورده تیر حسد

عربی از هشام کرد سوال

این که باشد بدین مقام و جلال

با تجاهل به سوی او نگریست

گفت نشناسمش ندانم کیست

شد فرزدق خروش سر تا پا

جست از جای خود سپند اسا

خواند در شان یوسف زهرا

با فصاحت قصیده ای قرا

گفت هی هی تجاهلت از چیست

گوش کن تا بگویمت این کیست

حجر و رکن و زمزم و میقات

مروه سعی و صفا منا عرفات

کوه های حجاز سر تا سر

همه ریگ های در محشر

مستجار و مقام و حجر و هطیم

مکه تا هر کجا که هست حریم

ناودان و مطاف و شازربان

کل حجاج بیت پیر و جوان

جبل الرحمه خیف غار حرا

میشناسند یک به یک او را

همه دل بر ولایتش بستند

در مسیر هدایتش هستند

این فروغ حقیقت ازلیست

این جگر گوشه نبی و علیست

دل مومن پر از محبت اوست

نص حکم خدا مودت اوست

به تولای او گرفته حیات

حج و صوم و صلات

خمس و زکات

این گل سرخ گلبن زهراست

میوه قلب سیدالشهداست

کرم از بزل او کرم گشته

حرم از فیض او حرم گشته

از دم  او دعا کند پرواز

بی ولایش قبول نیست نماز

حجت حی سرمدش خوانند

گل باغ محمدش خوانند

حق فرستاده در همه اوقات

به اب و جد و مادرش صلوات

خلاصه این خداوند را ولیست

ولی نام نیکوی وی علیست

تا جهان بوده است و خواهد بود

به فرزدق درود باد درود

سینه خصم را نشانه گرفت

چوبه دار خود را به شانه گرفت

بین دشمن سرود مدح امام

میثمش میدهد هماره سلام

 

 

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است

www.mohjat.blogfa.com

www.Mohjat.net