وقتی میری با یه کفن با چادرت چیکار کنم محمدرضا بذری + متن شعر

بازدید: 142 بازدید
بایگانی تمام مداحی های حاج محمدرضا بذری

متن شعر

وقتی میری با یه کفن

با چادرت چیکار کنم

مهمترین راز حسن

با چادرت چیکار کنم

نمیتونم اصاً

در خونمونو باز کنم

دسته جمعی زدن

به کی آخه اعتراض کنم

حق بده اگه من

گله از همه حجاز کنم

نمیدونم اصاً

میتونم خودم رو جمع کنم

تو رو جوری زدن

که باید سرم رو خم کنم

حق بده اگه من

همه شهرو متهم کنم

زدن زدن زدن تو رو

کی سرت داد کشید به اون صدا لعنت

حسن از خواب پرید به کوچه ها لعنت

فضه فریاد کشید به میخ در لعنت

به رد چکمه ی چهل نفر لعنت

زهرای من ای وای من

****

قول میدم دیگه تو رو

دیوار و در هول نمیدن

این کوچه ها دیگه به تو

نازکتر از گل نمیگن

نفساتو نگیر

باز به خونمون صفا بده

تو طبیب دلی

دل حیدرو شفا بده

نرو جون علی

تو به درد من دوا بده

جا داره اگه

سینه از غم تو چاک کنم

محسنم رو میخوام

تو حیاط خونه خاک کنم

با اشک چشام

خونِ روی در رو پاک کنم

بمون بمون بمون فقط

آره پهلوت شکست به اون لگد لعنت

دست و بازوت شکست به چشم بد لعنت

زهرای من ای وای من

****

خورده گره به کار من

میشه دوباره حل کنی

بیرونه دستت از کفن

بچه هاتو بغل کنی

حتی از تو کفن

داری خونه داری میکنی

چشماتو نبند

اشک مارو جاری میکنی

با حسین و حسن

بی قراری میکنی

گریه هاتو بزار

واسه اون غریب بی کفن

که شبیه خودت

اونو دسته جمعی میزنن

داره جون میکنه

توی قتلگات حسین من

زدن زدن زدن چقدر

پیرِمردا زدنش به اون عصا لعنت

قبل از عصا زدنش به نیزه ها لعنت

نیست انگشترش به ساربان لعنت

چی آورده سرش به سنان لعنت

حسین من حسین من

.

برای دانلود صوت کلیک کنید

محمدرضا بذری
شب ۱ فاطمیه دوم ۱۴۰۴
.
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحه‌ی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.

متن کامل