متن شعر
ویلی علی شبلی که چشمش تیر خورده
از هر طرف هم نیزه هم شمشیر خورده
ویلی علی شبلی دو دستش را بریدن
قد رشیدش را به خاک و خون کشیدن
ویلی علی شبلی که سد شد راه چاره
با تیر کین شد مشک آبش پاره پاره
ویلی علی شبلی که آن ماه مدینه
شرمنده شد هم از رباب هم از سکینه
ویلی علی شبلی عمود آهنین خورد
با صورت از مرکب علمدارم زمین خورد
ویلی علی شبلی که فرقش را شکستند
رأس جدایش را به روی نیزه بستند
ویلی علی شبلی به داغش خنده کردن
او را شبیه بِسمِله پَر کَنده کردن
ویلی علی شبلی وفایش را نشان داد
در پیش دریا بود اما تشنه جان داد
ویلی علی شبلی چه غوغایی به پا شد
با رفتنش پای عدو در خیمه وا شد
ویلی علی شبلی که از بالای نیزه
دیده کتک خورده رقیه پای نیزه
ویلی علی شبلی که با چشمان خونبار
میدید زینب را میان کوچه بازار
شعر: عبدالحسین میرزایی
.
حاج محمدرضا طاهری
وفات حضرت ام البنین ۱۴۰۱
.
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحهی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود جدیدترین نوحه ها همراه متن مداحی