پاشو حالا تا نبینم علمت روی زمینه

پاشو حالا تا نبینم علمت روی زمینه

پاشو حالا نمیدونم من چی بگم من به سکینه

نرو پشت و پناه حرم ساقی اب اورم

خالی دور و برم ای امیر لشکرم

پاشو شیر خوار رو میکشن گوشواره رو میکشن

بعد اهل حرم طعمه اتیش میشن

بلند شو عباس برای تو خوبیت نداره

رقیه تنهاست دیگه حرم امنیت نداره

اه الْانَ إِنْکَسَرَ ظَهْری

****

پاشو ساقی تا نفهمن که نداریم ما علمدار

برو خیمه تا نبردن بچه ها رو سر بازار

چرا خورده زمین پیکرت زخمی بال و پرت

با لب تشنه عمود خورده به فرق سرت

پر از خون شده بازوی تو بین دو ابروی تو

نیزه شکسته روی سینه و پهلوی تو

بلند شو عباس پاشو نباید علم تو رو زمین بیفته

پاشو تا دشمن به خواهر من چیزی نگفته

اه الْانَ إِنْکَسَرَ ظَهْری

****

نمیدونی غم دنیا توی چشمای ربابه

اگه سقا نره خیمه علی اصغر نمیخوابه

پاشو روبروی من بشین اشک حسین و ببین

بی کس و کارم نکن ای یل ام البنین

ببین هلهله بر پا شده علقمه غوغا شده

دور سر تو سر مشک تو دعوا شده

پاشو که زهرا رسیده با قامت خمیده

اومده مادر عیادت دستای بریده

اه الْانَ إِنْکَسَرَ ظَهْری

 

.
.

لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید.
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است.
استفاده تجاری از اشعار مورد رضایت نیست.
.
Mohjat.blogfa.com
Mohjat.net

.