پر از هجوم بی رحمی دوباره

پر از هجوم بی رحمی دوباره کوچه از هیزم پر میشه

مدینه انگار میبینه که باز یه خونه تو موج اتیشه

دارن میارن میون کوچه یه پیر مرد و با دل شکسته

چرا خدایا حیا ندارن که میکشن اون و با دست بسته

پیر مرد و نمیکشن داره میلرزه بدنش

پا برهنه تو کوچه ها مثل حیدر میکشنش

وای غریب اقا

****

رمق نمونده تو کوچه برای مردی که از پا افتاده

به روی خاکا میشینه که میکشن از زیر پاش سجاده

اتیش گرفته تموم خونه نبود ولی کس تو شعله و دود

با چشم گریون میخونه روضه برای مادری که پشت در بود

بی پناه و غریبونه بین اتیش چه ها کشید

ناله زد فضه که بیا محسن من شده شهید

****

میون بستر میسوزه غریبونه اخر کردن مسمومش

دمای اخر جز روضه نمیکنه انگار چیزی ارومش

حالا نفس ها رسید به اخر که دیگه لحظه شهادتینه

داره میبنده نگاش و اما به یاد خشکی لب حسینه

پیش چشمای خواهرش از تنش سر میبریدن

حمله بردند رو به حرم معجرا رو میکشیدن

***

نوح ائمه گفت نوحوا علی الحسین

کشتی شکست خورده طوفان کربلا

نوح ائمه گفت نوحوا علی الحرم

اه از دمی که لشکر اعدا نکرده شرم

کردند رو به خیمه سلطان کربلا

 

 

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است

www.mohjat.blogfa.com

www.Mohjat.net