اشعار محرم 1401 کلیک کنید

چه خبره دلا شده دوباره آینه بندون * حاج محمدرضا بذری

چه خبره دلا شده دوباره آینه بندون
اشعار ماندگار
1

چه خبره دلا شده دوباره آینه بندون

چه خبره دلا شده دوباره آینه بندون

چه خبره که آسمون شده ستاره بارون

از توی عرش نوید سرمستی میدن به عشاق

چه خبره تو هر دلی شادی شده فراوون

مژده بدید که داره بارون می باره

مژده بدید که خدا مهمونی داره

مولا مولا ابالزهرا

****

شده شب ولادت عشق تموم عالم

سرزده از تو آسمون نور نبی خاتم

شب لطف و عنایت ایزد منان شده

فرشته ها سرود مستی میخونن دمادم

بیاید بریم به سوی خونه ی مولا

عیدی میده به همه حضرت زهرا

مولا مولا ابالزهرا

****

کار منه نوکری و کار شما سروری

با افتخار میگم که من حیدری ام حیدری

سائلمو گدای پشت درِ این خونه ام

شکر خدا مفتخرم به مذهب جعفری

زمزمه ی تک تک دلای عاشق

مولانا مددی حضرت صادق

جهت دانلود صوت کلیک کنید

.
متن مداحی
های 1400 از سایت مهجه
میلاد پیامبر و امام جعفر صادق 1400
هفده ربیع الاول / 17 ربیع
حاج محمدرضا بذری
آرشیو اشعار مولودی 1400 »» کلیک کنید
اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net
.

 

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …