متن شعر
کربلا کارگاه زینب بود
تازه آغاز راه زینب بود
اینکه شد دودمان ظلم سیاه
اثر دود آه زینب بود
مهر خون زد به دفتر عشقش
چوب محمل گواه زینب بود
گر چه چل روز سر پناه نداشت
یک جهان در پناه زینب بود
و اذا الشمس کُوِرَت شرح
روزگار سیاه زینب بود
قتلگاه حسین کرب و بلا
شام هم قتلگاه زینب بود
بین یک لشکر مسلح و مست
گریه تنها سلاح زینب بود
آن تن تکه تکه تکه شده
به خدا تکیه گاه زینب بود
بدنی که سپاه رویش رفت
روزگاری سپاه زینب بود
زنده زنده تنی که عریان شد
آبرودار و شاه زینب بود
قطره قطره ز دیده دُر میسُفت
با برادر چنین سخن میگفت
پای هر پنج تن بلا دیدم
من تو را روی نیزه ها دیدم
سر یک نیزه ی بلند حسین
گیسوان تو را رها دیدم
بین جمعیتی که سنگ زدند
چهره ی چند آشنا دیدم
غیرت الله دخترانت را
بین یک عده بی حیا دیدم
به غذا لب نمیزنم دیگر
سر سفره سر تو را دیدم
کوچه گردیت کوچه گردم کرد
بین این کوچه ها چه ها دیدم
ذره ای از بلای کوفه نشد
هر بلایی که کربلا دیدم
آه از آن لحظه که زمین خوردی
روی جسمت برو بیا دیدم
روی تل دست و پای من گم شد
تا تو را زیر دست و پا دیدم
دور گودال غیر سرنیزه
چند تا تکه ی عصا دیدم
بعد از آن كه جدايمان كردند
بدنت را جدا جدا ديدم
از لباس تنت نمانده نخی
تن غارت شده اَ اَنتَ اَخی
.
حاج محمود کریمی
شعر روضه / وفات حضرت زینب ۱۴۰۲
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحهی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود جدیدترین نوحه ها همراه متن مداحی