گفتند می آیی خودت هم بی قراری * حاج محمدرضا طاهری

گفتند می آیی خودت هم بی قراری

گفتند می آیی خودت هم بی قراری

ما منتظر ماندیم و طی شد روزگاری

در جست و جوی خیمه ی سبزی که گفتند

آواره ایم آواره ی کوه و صحاری

بچه که بودم مادرم هر جمعه می گفت

می آید از سمت مدینه تک سواری

چشم دلم افسوس که کور است و دیریست

فهمیده ام باید بسازم با نداری

ما بی شما خیلی دوامی هم نداریم

این عمرها را نیست دیگر اعتباری

مُردند پیران و جوانان پیر گشتند

خیلی مصیبت دارد این چشم انتظاری

آقا بیا از این جهان رفع بلا کن

بَرهَم بزن رسم و رسوم برده داری

آقا نمیخواهم که وقتت را بگیرم

میدانم امشب با عمویت وعده داری

میدانم امشب آمدی با یاد قاسم

بر زخم جان مجتبی مرهم گذاری

قاسم که خود شیوا ترین نوع غزل بود

حالا شده چون جمله های اختصاری

 

.
متن مداحی
های 1400 از سایت مهجه
شب ششم محرم 1400 حاج محمدرضا طاهری
آرشیو متن اشعار محرم 1400 »» کلیک کنید
اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net
.