آمدند از بهشت بدرقه اش مادر آفتاب می آمد حاج محمود کریمی + متن شعر

بازدید: 34 بازدید
حاج محمود کریمی
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

متن شعر

آمدند از بهشت بدرقه اش

مادر آفتاب می آمد

مادر آفتاب مابین

هاله ای از حجاب می آمد

مادر آب بود و آینه بود

مادر آسمان و اخترها

مادری که به پاش خم میشد

قامت التماس هاجرها

مادری که میان رویایش

آخرین نو عروس زهرا شد

چه عروسی که حوریان گفتند

سحری دست بوس زهرا شد

آمدند از بهشت بدرقه اش

دسته دسته فرشته های خدا

دیده میشد کنار هر قدمش

در سماوات جایِ پای خدا

مینوشتند روی تاج گلش

مادر ماه مادر خورشید

میشد از چشم های او فهمید

سایه اش هست بر سرِ خورشید

از دعای بلند او دیدند

سامرا را به روی رحل بهشت

نذر کردند دایه های جنان

که شوند وقف وضع حمل بهشت

نم باران زد و دعا که گرفت

نور هم مست بود و بی حس بود

همچو قران که زینت عرش است

کودکی روی دست نرگس بود

کودکی که به دست موج لبش

صد هزاران عصای موسی بود

پسری که ذبیح او یحیی

نَفَسِ او مسیح عیسی بود

او که دارد میان مشت خودش

محکمات قضاوت داوود

آنکسی که همیشه خواهد بود

مُهر نامش کتیبه ی لب هود

آمد آن یوسفی که میگفتند

چشم یعقوب را کشد در بند

آنکه میگفت حضرت ایوب

از نگاهش نمیشود دل کند

آمد آنکه به مدح او گفتند

آیه ها ماخلقت الانسان را

آمد آنکه ز خاک پاهایش

آفریده خدا سلیمان را

آمد آنکه عبادتش کردند

هرچه عبد و عبید و معبود است

آنکه از دوری اش عذاب شدند

هرچه فرعون هرچه نمرود است

آمد آنکه شعله ی عشقش

آتشی زد به قلب ابراهیم

آنکه دادند وعده ی او را

سیزده نور واجب التعظیم

همره خضر همره یونس

همدل نوح وارث آدم

آمد آنکس که سجده اش کردند

انبیا قبل حضرت خاتم

طاق نصرت برای استقبال

تا زمین با ستاره ها بستند

هم گل اشک هم گل صلوات

روی طاق مناره ها بستند

دید در بزم آسمانی ها

شاهدی از زمین شواهد را

چشمها که پر از مکاشفه شد

مست دیدند چشم مسجد را

ملکی آمد و پیاله گرفت

شربتی خورد و گفت عجب شهیدست

ناگهان وحی آمد از بالا

ساقی امشب فقط خوده مهدیست

مصلح کل که ریشه ی ظلم از

سرِ انگشت او بهم خورده

او که دائم ستون عرش خدا

به توانمندی اش قسم خورده

چهره ی لن ترانی اش دارد

جذبه و هیبت رسول خداست

او که بر قامتش برازنده است

زره حضرت رسول خداست

آسمان نگاه او روشن

کهکشان پر از مدار علیست

در غلاف دو ابرویش دارد

ذوالفقاری که یادگار علیست

جای پاهای او نه که گلزار

بلکه قطع یقین حرمزار است

او که در لشکرش برای ظهور

سیصد و سیزده علمدار است

تکیه بر کعبه میزند روزی

تا کُنَد از حسین خونخواهی

از پس ابر میشود پیدا

آفتاب بقیة اللهی

روز موعود در جوار حسین

عشق مست است مست دیدن ما

چقدر با صفاست با مهدی

دور شش گوشه روضه خواندن ما

جان ما کربلاست پس قطعاً

جای پای خدا شود هر روز

بهر رجعت خوشا به حال کسی

که دلش کربلا شود هر روز

.

برای دانلود صوت کلیک کنید

حاج محمود کریمی
ولادت امام زمان 1401
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحه‌ی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.

مشاهده متن کامل