آمد از راه و کشید آرام عبا روی سرش سید مجید بنی فاطمه + متن شعر

بازدید: 1,308 بازدید
سید مجید بنی فاطمه
کانال ایتا
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال بله

 

متن شعر

آمد از راه و کشید آرام عبا روی سرش

یعنی امروزست روز ناله های آخرش

هر قدم رفت و نشست و دست بر پهلو گرفت

میکشد خود را به سوی خانه مثل مادرش

روی خاک کوچه دنبالش اگر دقت کنی

بنگری آثاری از خاکی ترین بال و پرش

او زمین میخورد و میخندید بر حالش عدو

این هم ارثی بود که برده ز جد اطهرش

صحنه جان دادن او روضه مستوره شد

حجره در بسته میداند چه آمد بر سرش

بار دیگر صورت خاکی و دست و پا زدند

خادمش دید و ولی هرگز نمیشد باورش

یک بُنَیَ گفت و از کام پسر بوسه گرفت

از مدینه بهر یاری زود آمد دلبرش

کربلا بابا رسید اما پسر افتاده بود

قلب شاعر آب شد در این دو بیت آخرش

هر چقدر آغوش خود وا کرد اکبر جا نشد

تا که آخر در عبا پیچید جسم اکبرش

تا قیامت هم نمیفهمند اهل معرفت

از چه آمد دست بر سر بین لشکر خواهرش

شعر: قاسم نعمتی

برای دانلود صوت کلیک کنید

سید مجید بنی فاطمه
برای مشاهده جدیدترین اشعار
به صفحه اصلی سایت مراجعه کنید

مهجه در فضای مجازی؛ به ما بپیوندید

Telegram | Eitaa | Bale | Rubika

مشاهده متن کامل