متن شعر
آن زلفِ به دست باد یارا
آخر به جنون کشانده ما را
ابی عبدالله حسین
دور از لب لعل تو عسل زهر
زهر از لب لعل تو گوارا
ابی عبدالله حسین
عطر نفست وزیده از بلخ
تا آن سر وادی بخارا
از پرده برون مشو از این بیش
در شهر مچرخ آشکارا
ابی عبدالله حسین
قدری صنم جنون برانگیز
با بنده ی خویش کن مدارا
بعد از نظری که بر تو بستم
خاکی به سرم شده نگارا
ابی عبدالله حسین
.
حاج محمود کریمی
شب 1 فاطمیه اول 1404 چیذر
برای مشاهده جدیدترین اشعار
به صفحه اصلی سایت مراجعه کنید
Telegram | Eitaa | Bale | Rubika
مهجه در فضای مجازی؛ به ما بپیوندید
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر