ازل نوشت خدا تا ابد علی باشد حاج محمود کریمی + متن شعر

بازدید: 33 بازدید
حاج محمود کریمی
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

متن شعر

ازل نوشت خدا تا ابد علی باشد

و در تلاطم دل جزر و مد علی باشد

میان هول قیامت قیامتی باشی

اگر به روی لبانت مدد علی باشد

به ذوالفقار تراشیده اند با زر سرخ

خداست یا صمد و یا اسد علی باشد

همه فرار که کردند در احد دیدند

که گرد حضرت احمد احد علی باشد

هزار شکر که آمد علی ام بنین

که تا نشان بدهد مستند علی باشد

نوشت بعد علی دست کبریا عباس

که السلام علیک الامیر یا عباس

دویده است زمین از چه در مدار خودش

زمان چه دیده که جا مانده از قطار خودش

زمان مگر به عقب رفته است گویا که

دوباره کعبه ترک خورده در حصار خودش

به پشت حجره ی ام البنین به شوق و شکوه

نشسته حضرت مولا در انتظار خودش

قدم گذاشته ماهی به دامن خورشید

قدم گذاشته ماهی به جلوه زار خودش

شده است چشم علی مات جلوه های علی

شده است چشم خدا مات شاهکار خودش

رسیده است علم را بگیرد از حیدر

که ذوالفقار شود گرم کارزار خودش

جمال جمع بنی هاشم و جلال حسین

سلام حضرت دارالشفای آل حسین

به بام کعبه برو ای خطیب سرورها

که بعد از آن به تو در سجده اند منبرها

منافق این طرف است و یهود آن طرفت

بگو علی علی و از حنین و خیبرها

نفس بلند نمیگردد از زمین و از زمان

که بشنوند صدای تو را مگر کرها

برآر بیرق خود را رشید آل الله

درار با نفس خود دمار کافرها

کفیل بیت حسین این چه خادمیست تورا

که خدمت تو کمر بسته اند قنبرها

زمان رزم و رجزها حسین مست تو بود

چه کیف میکرد آن تیغ که به دست تو بود

سپاه از علمت بی اراده میپاشید

چه سخت آمده بود و چه ساده میپاشید

مقابل تو سپاهی از آهن و پولاد

مقابل تو ز لشکر براده میپاشید

همین که تیغ تو چرخی به دور سر میزد

سواره سرزده میشد پیاده میپاشید

نگاه نافذ مولا تویی و میدیدند

که کوه پیش علی ایستاده میپاشید

چه مست میسره خود را به میمنه میزد

مگر که ساقی میخانه باده میپاشید

دودم زدی همه کفار یک دم افتادند

تلوتلو همه خوردند و با هم افتادند

دو چشم ناز تو خوش میکشند ناز از هم

نمیکنند دو بدمست احتراز از هم

شدی به خواب و بهم ریخت خیل مژگانت

گشای چشم و جدا کن سپاه ناز از هم

میان ابرو و چشم تو فرق نتوان داد

بلا و فتنه ندارند امتیاز از هم

کس از زبان تو با ما سخن نمیگوید

چه نکته ایست که پوشند اهل راز از هم

تو در نماز جماعت مرو که میترسم

به قد سرو بپاشی صف نماز از هم

قسم به پینه ی پیشانی ات عزیز خدا

نشسته ایم به مهمانی ات عزیز خدا

خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت

به قصد جان من زار ناتوان انداخت

منی که خم نشدم پیش کس چو نام تو رفت

دلم ربود و سرم را به آستان انداخت

مقرب تو که شد جبرئیل بالش سوخت

حرم فرشته ی ما را از آسمان انداخت

دعا نکرده کنارت حوائجم دادند

حرم دعای مرا اوج بی کران انداخت

دعای مادرم و سفره ی ابالفضلش

گرفت روی لب من حسین جان انداخت

حدیث غیرت باب الحوائجی شما

طمع به جان کریمان این جهان انداخت

دلت هلاک حسین و دلت مریض حسین

جواب کرده زیاد است ای عزیز حسین

کشید نقش تو نقاش اشتباه کشید

به جای آن که کشد آفتاب ماه کشید

تو را کریم و بزرگ و تو را امید همه

مرا گدای شما و مرا نگاه کشید

به روی سینه دو دستت کشید مرد ادب

برای خاطر زینب دو تکیه گاه کشید

تو را عموی رشید و تو را خیال جمع

برای دختر معصوم بی پناه کشید

تو را کشید که بر مشک خم شدی تشنه

برای گریه ی نوزاد خیمه گاه کشید

قلم شکست همین که قلم شدی عباس

رشید رفتی و حالا چه کم شدی عباس

بدون تو حرمم محترم نمیماند

به جان فاطمه اصلا حرم نمیماند

فقط نه این که سرت روی شانه می افتد

چنان شکسته که بر نیزه هم نمیماند

کمر شکسته منم تا به خیمه با که روم

ببین برادر تو یک قدم نمیماند

به خیمه گاه برو پیش چشم نامحرم

حرم بدون عمو دست کم نمیماند

چه خوب شد به کنارت نبود ام بنین

که پیش مشک و دو دست و علم نمیماند

غیور ما تن درهم به تو نمی آید

مزار کوچک عزیزم به تو نمی آید

.

برای دانلود صوت کلیک کنید

حاج محمود کریمی
ولادت حضرت عباس 1403
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحه‌ی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.

مشاهده متن کامل