از آن تب ظهر عاشورا سید مهدی حسینی + متن شعر

بازدید: 1,304 بازدید
سید مهدی حسینی
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

از آن تب ظهر عاشورا

متن شعر

از آن تب ظهر عاشورا

تا این شب سرد ویرانه

من دور سر تو میگردم

تو شمعی و من هم پروانه

ستاره ی سحر کجایی

عزیز همسفر کجایی

بیا که طاقتی نمانده

بیا مرا ببر کجایی

تو رفتی و رقیه تب کرد

تو را به جان عمه برگرد

که بی تو حال ما غمین بود

به سر رسیده این حکایت

ندارم از کسی شکایت

که سرنوشت من همین بود

بابا بابا بابا بابایی

****

خوابیده تمام شهر انگار

حالا که شبی مهمان دارم

امشب شب قدر است و بابا

من در بغلم قران دارم

کبوترم ولی پرم سوخت

میان شعله ها حرم سوخت

به دست شمر موی تو افتاد

که من همه موی سرم سوخت

ببین که جان رسیده بر لب

عمو چرا نیامد امشب

که از دلم خبر بگیرد

زمان رفتن رقیه است

خرابه مدفن رقیه است

که عاشقانه پر بگیرد

بابا بابا بابا بابایی

برای دانلود صوت کلیک کنید

سید مهدی حسینی
شب 6 ماه صفر 1404

برای مشاهده جدیدترین اشعار
به صفحه اصلی سایت مراجعه کنید

سایت مهجه؛ آرشیو جامع متن مداحی
برای مشاهده جدیدترین شعر و صوت ها
به شبکه های اجتماعی مهجه بپیوندید

مشاهده متن کامل