متن شعر
از روی دستهای پدر بال و پر گرفت
خندید و خنده را ز لبان پدر گرفت
احساس کرد تیر پدر را نشانه رفت
با حنجرش برای امامش سپر گرفت
اری بزرگ زاده به باباش میرود
یک پر دو پر نه مثل پدر بیش تر گرفت
شش ماهه بود و بند دل مادرش رباب
از طرز دست و پا زدن او شرر گرفت
خون گلوش رفت به هفت اسمان و بعد
از حال زار عرش نشینان خبر گرفت
بابا میان معرکه حیران شد و سپس
زیر عبای خویش پسر را به بر گرفت
.
![]()
سید مهدی میرداماد
برای مشاهده جدیدترین اشعار
به صفحه اصلی سایت مراجعه کنید
Telegram | Eitaa | Bale | Rubika
مهجه در فضای مجازی؛ به ما بپیوندید
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر